سلام ، من در طول روز خیلی با مادرم تلفنی صحبت می کنم درمورد همه چی ، ی سری حرفا اونمیگ ی سری دردل ها رو من میگم ،
اما شوهرم از دستم دلخوره میگ خوشم نمیاد همه چی به مادرت میگی ،میگ هیچ چی نیست ک نگی ، شب میاد خونه به تیک با خنده میگ به مادرت گفتی میگم چیو میگ چیزی هم هست ک نگی ، میگ من غذا از گلوم پایین نرفته مادرت میدونه غذامون چی بوده
ی بدی ک مادرم داره حرفایی ک من میزنم بهش جلو شوهرم بیان می کنه ،مثلا بگم غذامو دوست نداشت نخورد تا شوهرمو ببینه میگ بهش نخوردی غذا خوشت نیومده بود ک شوهرم بعدا میگ چرا گفته بودی