ما ام یه یاکریم تو بالکونمون تخم گذاشته بود تا بچه از تخمش در اومد ولش کرد رفت 😐
مامانم اوردش تو خونه نون رو خیلی ریز میکرد بعد یکم خیسش میکرد دهنش رو باز میکرد میزاشت داخل دهنش میخورد آبم با سرنگ بهش میداد. انقدر کوچولوووو بود مامانم میزاشت رو دستش بعد دستشو بالا پایین میکرد این پراشو باز میکرد تا بزرگ شد پرواز یاد گرفت همین دیروز رفت 😬