من ۲۸ سالمه ازبچگی با۴ تاازدخترخاله هام که خواهرن باهم بزرگ شدیم وجونمم واسشون میدادم وهمدل وهمرازبودیم وتویه گروه واتساپ بودیم امروزسریه شوخی که منم فقط جوابشودادم ریختن سرم هرچی ازدهنشون درومدبهم گفتن ومنم فقط ب حرمت گذشته وخالم کوتاه اومدم شوخی هم سرخونه داری بودنه چیزخاصی...انگارخودش ناراحت بودازچیزی سرمن خالیش کرد..😢😢😢بدجور اعصابم خرابه آخه بعضی آدمهاچطوربه خودشون اجازه میدن تا این حدپیش برن؟ بخدا خوبی نکنین ب کسی من عمرأفکرنمیکردم بخوان جواب اون همه محبتوواسه یه شوخی که اولم خودشون شروع کردن اینجوری بدن..بنطرتون چکارکنم؟ قیدشونو واسه همیشه بزنم؟ مامانم میگه کوتاه بیاچراچون اونا ازنظرمالی وضعشون خوبه ویکباردستمونوگرفتن۵ ملیون دادن واسه قرض اونم حالابایدمنتشوسرمن بزارن؟ باورم نمیشه بخدا
اسی جان کلا کاری ندارم شوخی سر چی بوده و چی گفتی ولی هیچ وقت با فامیل جماعت خیلی صمیمی نشو چون یهو همه پته و رازاتو ول میده تو فامیل من جای شما بودم رابطمو در حد یه سلام و علیک حفظ میکردم و دیگه از اون صمیمیتم خبری نبود حتی اگه معذرت خواهی کنن ازم
دخترخاله بزرگم گفت من خیلی تو خونه تمیز کاری میکنم روزی هفت هشت ساعت منم گفتم هر روز تمیزکاری میکنم بعد خاهرش گفت تمیزکاری تو به پای خواهرمن نمیرسه..وسواس داره..منم گفتم خب منم تمیزکاری زیادمیکنم ولی آجیت بایدبیشتربره پیاده روی وزن کم کنه هم سرگرم شه که خودشواذیت نکنه..بعداوناریختن رومن که دلم میخوادعرضشودارم ک چاقم شوهرم میده بخورم وتمیزکاری توب چ دردمیخوره وخیلی حرفدیگه منم فقط گفتم خیلی نمک نشناسین خداحافظ..یعنی موندم ک سرچی؟ بعدم گفتن دیگه دخترخاله ای ب اسم تونداریم