2777
2789
عنوان

تاپیکمو ترکوندین...

| مشاهده متن کامل بحث + 14549 بازدید | 433 پست
خانوم منم با اجازه کامنتتونو خوندم واقعا باید در برابر خانوم بودنتون و مدیریت زندگیتون ایستاد و ساعت ...

یه چیزایی دست ما ادماس عزیزم ، گردن خدا نندازیم 

اره خدا قدرت تفکر بهمون داده ، دقیقا درسته پس اونی گه شما عاشقشید هم قدرت تفکر داره و رضا با اون طرز تفکرش اون حرفا رو زده و اون کارا رو کرده و شاید عشق شماهم یجور دیگه،و حتی کسی ک من قبلا دوسش داشتم هم یجور دیگه 

چون تجربشو دارم میگم اون خودش نخواست و رفت 

عین رضا ، و خیلیای دیگه. خودشون نمیخان کاری کنن.خودشون بهانه میارن میگن قسمت نیس و هزارتا حرف دیگه

کسی که تورو بخواد به هر قیمتی به دستت میاره،به هرقیمتی

ممنون میشم برای مامان شدنم یه صلوات بفرستید دوست مهربونم❤     سلام دردانه ی قلب مادر ، عزیز مادری که هنوز مادر نیست. کوچک دوست داشتنی ام ،هرروز و هرشب چشم انتظار آمدنت هستم .من هیچگاه از این انتظار خسته نخواهم شد و با تمام وجود بی تاب لحظه ای هستم که در وجودم جوانه خواهی زد . دلبندِ شیرینم ، تو بی تاب من نیستی؟ برای آغوش مادرت بی قراری نخواهی کرد؟ بیا و مرا از این انتظار نجات بده . حال که هنوز نزد خدایی ،از او بخواه تورا به آغوش من برساند . به او بگو مادرم دلواپس دیر به آغوشش رسیدنم است...ای تمام هستیِ من ... اکنون حتی نمی دانم با کفش های صورتی می آیی یا آبی ، اما بی نهایت دوستت دارم 
خانوم منم با اجازه کامنتتونو خوندم واقعا باید در برابر خانوم بودنتون و مدیریت زندگیتون ایستاد و ساعت ...


مهربونم عزیزکم قداست و لطف از خودته که داری یک دختر رنجور رو با جان و دل راهنمایی میکنی تا به آرامش برسونی این نشون از روح خدایی تو داره مهربونم و خداوند امثال تو رو وارث بهشت کنه ان شاءالله
مهربونم عزیزکم.. همه حرفات رو خوندم و اما پاسخ.. مهربونم خداوند از وقتی که حضرت ادم و مادرمان حضرت حوا رو اورد زمین، رسالت او و دیگر پیامبرها رو در زمین گمارد.. مهربونم هر پیامبری که می امد،با خودش کتابی میاورد که در اون طریقه و راه زندگی درست رو نشون ادمیان و جنیان میداد.. مهربونم مثلا شما بخوای که راانندگی کنی و به مقصد معینت برسی خب، میبایست کتاب راهنامی رانندگی رو بلد باشی حفظ هم نباشی حداقل باید خونده باشیش یا بهش مراجعه کنی مهربونم.. وقتی اینکارو کنی میدونی که وقتیکه چراغ قرمزه باید وایسی.. وقتی سبزه میتونی بری... عزیزکم کتاب های اسمانی هم حکم همین چراغ رو داشتن عززکم و اخرین کتاب اسمانی کتاب فرقان یا همون قران کریم هستش که فقط ما ادمیان در معنیش میتونیم تحریف کنیم... در خود کلمات عربیش درواقع نمیتونیم تحریف کنیم چون خداوند نگهبان قران هست در غیر اینصورت پیامبر اخرین پیامبر نبود یکی دیگه میومد که کتابش کاملتر  و درست تر باشه

مهربونم و اما بعد.. اینها مقدمه ای بود .. عزیزکم خب قشنگم دختر زیبا رو و زیبا طینت... عزیزکم وقتی ما مسلمان به دنیا میاییم میبایست یه نگاهی به قران بندازیم و ببینیم که خداوند چی گفته .. مثلا راجب زنها چی گفته راجب مردها چی گفته..مهربونم قبول دارم که این جامعه هیچ مطابق کتاب خداوند اداره نمیشه... اما عزیزکم ما ادمها نباید با هیزم دیگری بسوزیم میبایست تو زندگی شخصی و اجتماعیمون در چهار چووب قران کریم که خداوند بارها و بارها گفته که این کتاب؛ کتاب هدایت شماس در زندگانی دنیا، حرکن کنیم عزیزکم.. وقتی شما با تیر اغوا گر پسری مواجه میشی مهربونم اونموقع باید به قران رجوع کنی که خداوند چه گفته راجع به این تیر.. خداوند گفته که به مردان خود بگوید چشمان خود را از نامحرم فرو بندند و به زنان و دختران خود بگویید دوستی پنهانی نگیرند و تقوای الهی پیشه کنند و اگر چنینکنند این برای انها بهتر است.... مهربونم خب میل خود ماست ک ایا  در تییرس این تیر قرار بگیرم و اون رو مهمون نامحرم قلبمون کنیم تا اینکه به گفته ی خداوند تقوی الهی پیشه کنیم و ببینیم پسره اگه مارو میخواد در چهارچوب خانواده وشریعت رعایت عرف مارو بشناسه و بعد سرنوشتمونو تعیین کنین که ایا مناسب هم هستین یا نه مهربونم.. چون که مهربونم همین دست زدنهها و بغل کردن ها وابستگی میاره بخصوص برای ما مهربونم چون اناتومی بدن ما اینجوریه مردها اصصصصصصصصصصصصصصصلا مثل مانیستن اونها اتفاقا بشتر با منطق جلو میرن عززکم اینطور نیستن که بگن بغلش کردم دست بهش زدم وابستش شدم نه هرگز عزیزکم

حالا مهربونم اگر قران رو هم کناریم بذار نعوذ بالله، همین منطقی که تو میگی عزیزکم میگه که:" تا وقتیکه ازش مطمن نشدی بگو نه"
درسته یا نه؟؟ اما اجساساتمون میگه " دوستش دارم و بهش اثبات میکنم"
عزیزکم منطق میگه تا زمانیکه پایه های زندگی اینده تو ایناقا مستحکم نکرد بگو نه.. یعنی چی؟؟ یعنی این اقا اول که تورو میخواد بیاد با بزرگترت حرف بزنه... میخواد بشناسدت؟ خب بشناسدت اما در محیط خانواده ی تو.. بیاد خونتون یا باخواهرت برادرت برسی جایی باهاش حرف بزنی.. همه ی دیدارها و گفتگوها در چهارچوب خانواده باشه.. اینطوری بعد از شناخت، یا به ازدواج ختم میشه که چه خوب  و پرمیمنت هست... یا به توافق نمیرسن که اینطور ی نه ابروی دختر میره نه وابستش میشه عزیزکم

مهربونمم الهی که خداوند همیشه برای کارها و امور زندگانیت پیام های خودش در کتاب راهنماش همون قران کریم رو به قلب رئوفت الهام کنه عزیزگم

شوهر من..محمدرضای من..محمدم..رضای من..کجا بروم وقتی سرزمین پهناور میان بازوانت را به اسمم زدی..کجا بنشینم وقتی سرم را به شانه هایت میفشاری....تا در حصار گیرند دستان تنومندت تن نحیف مرا..گوش به که بسپارم وقتی قلبت چنان مشت میکوبد بر سینه ات.. و فریاد می‌زند: عاشقتم♥💍🙊🙈.  که را ببینم وقتی هرجا را می‌نگرم،تورا میبینم... کدام عسل کامم را شیرین کند وقتی شهد عشق تو را مینوشم...کدام هیبت قلبم را بلرزاند وقتی رگ گردنت سایه انداخته بر زنانگی هایم...چه شیرین است وقتی کلید می‌اندازی..و شروع میشود تپش این قلب بیقرارم..رسوایم میکند وقتی شتابان به سوی آغوش بازت پرواز میکنم..و جایی میان قلب بیقرارت، عطر تن من با عطر عرق تن تو یکی میشود... و فرشتگان خداوند لبخند میزنند..عاشقتم..شوهرم...🙊🙈💋💍♥🌹🐣.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

کاش خودش بیاد... کاش بیاد بگه زهرا ببخش منو... نمیدونم دیگه کی رو واسطه کنم... به کی بگم از خدا ب ...


بمیرم برای دلت اجی ک بی اختیاردارم اشک میریزم.خوشحالم ک لااقل عاشق شدنم اینجا به یه دردی خورد ک حداقل درد تورو بفهمم

دورت بگردم عزیزدلم..دیگه واقعا نمیدونم چی بگم من خودمم از خدا گله دارم ولی چه میشه کرد..

من فقط ی چیز میگم.جای تو بودن سخته تا کفشاتو نپوشمو چندقدم راه نرم نمیدونم چیا کشیدی و چقدر دردناک

ولی اگه همین لحظه من بجای نگین زهرا بودم همین الان گوشیو برمیداشتمو کارو تموم میکردم یا رومی روم یا زنگی زنگ

من دختر قوی هستم ولی در برابر عشق نه.میگن مغرور باش میگن بزار اون بیاد نمیدونم هر کی نظری داره

ولی اگ نگین الان در این وضعیت بود هیچوقت کشش نمیدادم.اگر میدونستم مغروره و حتی اگ بدونه اشتباه کرده معذرت خاهی نمیکنه میرفتم سمتش ولی بعدش کاری میکردم ک این شبا رو جبران کنه بعدش عاقلانه تر رفتار میکردم رابطمونو رسمی تر میکردم و تمام زنانگیمو به پاش میریختم ک اونقد مردونگی یاد بگیره که جانزنه که جا نذاره ک بدونه عشق ینی غرور کف دست بدونه عشق همزاد تعهده بدونه عاشق بزدل به درد نمیخوره..........

  9/9/99بهترین روز زندیگم, یه معجزه تو زندگیم رخ داد...خدایاسپاسگزارم 
زهرا با این پیامت اشک تو چشمام نشست😭 ان شاالله حاجت دلت با مصلحت خدا یکی باشه و بهم برسید

دارم هق هق میکنم نمیتونم صدامو دربیارم... تا مامانم نفهمه... ندونه... اون رضایی ک همیشه از عشقش بهش میگفتم چیکار کرده با دلم‌..

وقتی با دوس پسر قبلیم تموم کرد... رضا اومد تو زندگیم... میگفت تو گریه نمیکنی... اگه گریه کنی با هم گریه میکنیم... با اشکام چشاش خیس میشد... دورش بگردم همیشه چشاش پر ک میشد سرشو برمیگردوند سمت بیرون چشاشو پاک میکرد تا من نبینم... ولی چونش میلرزید‌‌‌ ... بهم پیگفت چشای تو حیفن... اشکات دونه ب دونشون مرواریدن... اون مرواریدارو هدر نده... میگفت اولش عاشق چشات شدم... الان کجاست...

کجاست تا ببینه اون چشا الان داغون شدن... کم سو شدن... کجاس تا اشکامو پاک کنه... کجاس تا باهام اشک بریزه... کجاست... دلم تنگشه....

بس دعاها که خلاف است و هلاک... کز کرم می نشنود یزدان پاک... شکر ایزد کن دعا مردود شد.. ما زیان پنداشتیم ان سود شد.. مصلح است و مصلحت را داند او.. آن دعا را باز می گرداند او...

میشه بیشتر برام حرف بزنی ... با حرفات زجه میزنم... اروم میشم... 


عزیزکم... امشب گریه کن تا هروقت از شانگاه که هوشت یاری داد بیدار بمونی... اما وقتی فردا بیدار شدی، یک لباس زیبابپوش با چادری که این زیبایی رو مثل مرواریدی در خودش پنهون کنه.... و برو نماز جماعت رو در مسجد بخون.. برو در خونه ی خداوند مهربونم.. این یه نشونه برای توه مهربونم و بیا فردا بهم بگو چی شد خب؟

شوهر من..محمدرضای من..محمدم..رضای من..کجا بروم وقتی سرزمین پهناور میان بازوانت را به اسمم زدی..کجا بنشینم وقتی سرم را به شانه هایت میفشاری....تا در حصار گیرند دستان تنومندت تن نحیف مرا..گوش به که بسپارم وقتی قلبت چنان مشت میکوبد بر سینه ات.. و فریاد می‌زند: عاشقتم♥💍🙊🙈.  که را ببینم وقتی هرجا را می‌نگرم،تورا میبینم... کدام عسل کامم را شیرین کند وقتی شهد عشق تو را مینوشم...کدام هیبت قلبم را بلرزاند وقتی رگ گردنت سایه انداخته بر زنانگی هایم...چه شیرین است وقتی کلید می‌اندازی..و شروع میشود تپش این قلب بیقرارم..رسوایم میکند وقتی شتابان به سوی آغوش بازت پرواز میکنم..و جایی میان قلب بیقرارت، عطر تن من با عطر عرق تن تو یکی میشود... و فرشتگان خداوند لبخند میزنند..عاشقتم..شوهرم...🙊🙈💋💍♥🌹🐣.
بمیرم برای دلت اجی ک بی اختیاردارم اشک میریزم.خوشحالم ک لااقل عاشق شدنم اینجا به یه دردی خورد ک حداق ...

آبجی امشب نه... تا دوشنبه میخام صبر کنم... خدانکنه عزیزم... خدانکنه...

بس دعاها که خلاف است و هلاک... کز کرم می نشنود یزدان پاک... شکر ایزد کن دعا مردود شد.. ما زیان پنداشتیم ان سود شد.. مصلح است و مصلحت را داند او.. آن دعا را باز می گرداند او...

دارم هق هق میکنم نمیتونم صدامو دربیارم... تا مامانم نفهمه... ندونه... اون رضایی ک همیشه از عشقش بهش ...


مهربونم من میرم برای صرف شام عزیزکم امروز عید بود و شامو دیر درست کردیم مهربونم همسرمم منتظره فردا بهم بگو وقتی از مسجد اومدی چی شد خب، تکم کن عزیزکم

شوهر من..محمدرضای من..محمدم..رضای من..کجا بروم وقتی سرزمین پهناور میان بازوانت را به اسمم زدی..کجا بنشینم وقتی سرم را به شانه هایت میفشاری....تا در حصار گیرند دستان تنومندت تن نحیف مرا..گوش به که بسپارم وقتی قلبت چنان مشت میکوبد بر سینه ات.. و فریاد می‌زند: عاشقتم♥💍🙊🙈.  که را ببینم وقتی هرجا را می‌نگرم،تورا میبینم... کدام عسل کامم را شیرین کند وقتی شهد عشق تو را مینوشم...کدام هیبت قلبم را بلرزاند وقتی رگ گردنت سایه انداخته بر زنانگی هایم...چه شیرین است وقتی کلید می‌اندازی..و شروع میشود تپش این قلب بیقرارم..رسوایم میکند وقتی شتابان به سوی آغوش بازت پرواز میکنم..و جایی میان قلب بیقرارت، عطر تن من با عطر عرق تن تو یکی میشود... و فرشتگان خداوند لبخند میزنند..عاشقتم..شوهرم...🙊🙈💋💍♥🌹🐣.
دارم هق هق میکنم نمیتونم صدامو دربیارم... تا مامانم نفهمه... ندونه... اون رضایی ک همیشه از عشقش بهش ...

اخ زهراجان اخ... 

گفتم مگر به گریه دلش رام کنم 

در سنگ خارا قطره ی باران اثر نکرد ....

ممنون میشم برای مامان شدنم یه صلوات بفرستید دوست مهربونم❤     سلام دردانه ی قلب مادر ، عزیز مادری که هنوز مادر نیست. کوچک دوست داشتنی ام ،هرروز و هرشب چشم انتظار آمدنت هستم .من هیچگاه از این انتظار خسته نخواهم شد و با تمام وجود بی تاب لحظه ای هستم که در وجودم جوانه خواهی زد . دلبندِ شیرینم ، تو بی تاب من نیستی؟ برای آغوش مادرت بی قراری نخواهی کرد؟ بیا و مرا از این انتظار نجات بده . حال که هنوز نزد خدایی ،از او بخواه تورا به آغوش من برساند . به او بگو مادرم دلواپس دیر به آغوشش رسیدنم است...ای تمام هستیِ من ... اکنون حتی نمی دانم با کفش های صورتی می آیی یا آبی ، اما بی نهایت دوستت دارم 
عزیزکم... امشب گریه کن تا هروقت از شانگاه که هوشت یاری داد بیدار بمونی... اما وقتی فردا بیدار شدی، ی ...

عزیز دلم پریودم الان... کاش میشد برم بخونم... ۴ روزه نمازنخوندم بخاطر پریود بودنم... حالم خوب نیست... دلم میخاد خدارو... دلم میخاد دستامو بگیره... صدامو بشنوه...

بس دعاها که خلاف است و هلاک... کز کرم می نشنود یزدان پاک... شکر ایزد کن دعا مردود شد.. ما زیان پنداشتیم ان سود شد.. مصلح است و مصلحت را داند او.. آن دعا را باز می گرداند او...

مهربونم من میرم برای صرف شام عزیزکم امروز عید بود و شامو دیر درست کردیم مهربونم همسرمم منتظره فردا ب ...

ممنون ک باهام حرف زدی.... ممنون ک برام دعا کردی... نوس جونتون عزیزم ❤❤

بس دعاها که خلاف است و هلاک... کز کرم می نشنود یزدان پاک... شکر ایزد کن دعا مردود شد.. ما زیان پنداشتیم ان سود شد.. مصلح است و مصلحت را داند او.. آن دعا را باز می گرداند او...

اخ زهراجان اخ...  گفتم مگر به گریه دلش رام کنم  در سنگ خارا قطره ی باران اثر نکرد ....

هنوز جرئت نکردم برم سراغ عکساش....

جرئت نکردم برم عاشقانه هاشو بخونم....

نیست ک نیست... 

نمیدونم چطوری خدارو صداش بزنم...

شاید خدا منو دوس نداره...

بخاطر گذشتم...

خیلی احساس تنهایی میکنم

بس دعاها که خلاف است و هلاک... کز کرم می نشنود یزدان پاک... شکر ایزد کن دعا مردود شد.. ما زیان پنداشتیم ان سود شد.. مصلح است و مصلحت را داند او.. آن دعا را باز می گرداند او...

ای آقا رضا چیکار کردی. هععییی

اسمشو صدا میزدم... جواب نمیداد... میگفتم چرا جواب نمیدی... میگفت تا بیشتر صدام بزنی... اونموقع ک جواب نمیداد دلم میگرفت... حس میکردم نیست... دلم میترسید... الان دو روزه دارم صداش میزنم تو تنهاییام... انقد رضا رضا گفتم ... ولی هیچ جوابی هیج صدایی نیومد... باورم نمیشع رفته...

بس دعاها که خلاف است و هلاک... کز کرم می نشنود یزدان پاک... شکر ایزد کن دعا مردود شد.. ما زیان پنداشتیم ان سود شد.. مصلح است و مصلحت را داند او.. آن دعا را باز می گرداند او...

چقدر دردناکه کامنتا😔خدا بهت صبر بده اسی، از ته دلم. میخاد همه چی درست بشه.. منم پارسال شرایط تورو داشتم، سه ماه جون دادم براش.. اما نشد، نخواست، امیدوارم تو هم بتونی مثه من خودتو جمع و. جور کنی و وفق بدی با شرایط جدید😔❤️

هیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایه هیچ...! 
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108