بمیرم برای دلت اجی ک بی اختیاردارم اشک میریزم.خوشحالم ک لااقل عاشق شدنم اینجا به یه دردی خورد ک حداقل درد تورو بفهمم
دورت بگردم عزیزدلم..دیگه واقعا نمیدونم چی بگم من خودمم از خدا گله دارم ولی چه میشه کرد..
من فقط ی چیز میگم.جای تو بودن سخته تا کفشاتو نپوشمو چندقدم راه نرم نمیدونم چیا کشیدی و چقدر دردناک
ولی اگه همین لحظه من بجای نگین زهرا بودم همین الان گوشیو برمیداشتمو کارو تموم میکردم یا رومی روم یا زنگی زنگ
من دختر قوی هستم ولی در برابر عشق نه.میگن مغرور باش میگن بزار اون بیاد نمیدونم هر کی نظری داره
ولی اگ نگین الان در این وضعیت بود هیچوقت کشش نمیدادم.اگر میدونستم مغروره و حتی اگ بدونه اشتباه کرده معذرت خاهی نمیکنه میرفتم سمتش ولی بعدش کاری میکردم ک این شبا رو جبران کنه بعدش عاقلانه تر رفتار میکردم رابطمونو رسمی تر میکردم و تمام زنانگیمو به پاش میریختم ک اونقد مردونگی یاد بگیره که جانزنه که جا نذاره ک بدونه عشق ینی غرور کف دست بدونه عشق همزاد تعهده بدونه عاشق بزدل به درد نمیخوره..........