منم وقتی برگشت گفتم اگ واقن میخوای بیا خواستگاری
گف چشم فقط چن ماه فرصت بدع
باز گفتم ن همین ماه و گف ن بذار بازم شناخت پیدا کنیم
و اینا
خام شدم وفرصت دادم و بار بعد ابرو ریزی کرد و تهمتم زد و رف
تا سه هفتع منتظر برگشتش بودم
ولی ی روز پا شدم و سیلی زدم ت گوش خودم و گفتم برگردع هم راش نمیدم داغوتم کردع اما دلتنگی نمیذارم باعث شه راش بدم
هرچی پل ارتباطی بود از بین بردم ک دیگ چشم انتظاری نکنم
الان دیگ دوماه شد.
زهرای قشنگم میفهممت حال الانتو هفته ها اول سخته بشدت
اما قووووووول میدم شش ماهه دیگ اروم تری