چشمات با من رفیق جون جونیه ببین چه بارونیه😭ای وای اگه ما همو پیدا نمیکردیم😔امشب میخوام دیوونه بازی کنیم خدا رو راضی کنیم😃بذاره با هم همه دنیا رو بگردیم😍انقد عاشق شدن عین خود آزاریه من مریضت شدم وقت پرستاریه😤قلبم از دست رفت آخه چه اصراریه😠درد و درمونمی تو خود جونمی عشقم 😉😘
واقعا یعنی الانم برم ازاد کنم میشه اخه گفتن بسته شده ک
چشمات با من رفیق جون جونیه ببین چه بارونیه😭ای وای اگه ما همو پیدا نمیکردیم😔امشب میخوام دیوونه بازی کنیم خدا رو راضی کنیم😃بذاره با هم همه دنیا رو بگردیم😍انقد عاشق شدن عین خود آزاریه من مریضت شدم وقت پرستاریه😤قلبم از دست رفت آخه چه اصراریه😠درد و درمونمی تو خود جونمی عشقم 😉😘
برید ببینید ارزش روزش چقدره؟ سی درصدش رو حساب کن. اینطور که من شنیدم انقدر خورد خورد واریز میکنن ادم نمیفهمه اصلا
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "