امروز پدر شوهرم داشت سر شوهرم داد و بیداد میکرد اول صبح داشت میرفت کار داشت .من رفتم گفتم چرا دم در داری داد و بیداد میکنی ابروش رو میبری دست از سرما بردار حریف بوه های دیگت نمیشی ب ما گیر میدی.هر چی فحش تو دهنش بود بهم داد و ب سمان حمله پر شد زد تو گوشم موهای سرمو کشید شوهرمم از ماشین پیاده شد موهامو از دستش جدا کرد پرتش کرد اون بر.منم بهش گفتم حقی نداری پاتو دیگه تو خونم بذاری و چند تا قحش بهش دادم.از صبح گردنم گرفته سرمم درد میکنه.کار من ب نظرتون اشتباه بود.اخه خیلی تو زندگیمون دخالت میکنه هیچ جا بدون اجازش و دل خوش نمیتونیم بریم