منم گوشیمو با کلی عکسو فیلم گم کردم هر چی هم بهش زنگ میزدم خاموش بود تا بعد یه ماه که کلا بی خیالش شدم یه روز بهش زنگ زدم یه آقایی برداشت گفتم این گوشی واسه منه شما جواب دادین گفت عه ، چقدر دنبال صاحبش بودم خوب شماکجا گمش کردی ؟ منم مجبوری هر چی میگفت جوابشو میدادم که خاموش نکنه باز ، بعد گفتم میشه گوشیمو بدی گفت اول بگو اسمت چیه بعد با هم قرار میزاریم خلاصه هی یه جور خاصی سوال میپرسید بعد گفت سر قرار میای گفتم آره ، گفت باور کن من اصلا عکساتو ندیدم فقط رمزشو باز کردم ببینم مال کیه که خودت زنگ زدی
تو دلم گفتم آره جون خودت خر خودتی
بعدش باهاش قرار گذاشتمو و هی اصرار داشت تنها بیا کسیو با خودت نیاری ، منم به شوهرم گفتم بره سر قرار ولی بهش نگفتم مرده کرم داره ، تا شوهرم بره سر قرار هی زنگ میزد به گوشی جدیدم که کجایی تنهایی یا با کسی هستی ، خلاصه که خامش کردمو شوهرم گوشیمو ازش گرفت یارو انقدر پر رو بود به شوهرم گفته بود دست رو قران میزارم عکساشو نگاه نکردم اونم مثه خواهر خودم ....