عزیزان این سوال رو برای حل مشکل دوستم مطرح می کنم.
ایشون یک خانم زیبا، بسیار درونگرا، تحصیلکرده و مستقل هست.
پسر همکار باباش، پارسال با یک پسربچه ی ۶ ساله جدا شده. می گه این آقا تو تمام خواستگارهاش بهترین بوده ولی قضیه ی ازدواج سابقش که به دلیل ناسازگاری و عصبی بودن خانم صورت گرفته و اینکه یک بچه ی ۶ ساله داره ذهنش رو مشغول کرده.
این هم بگم خانواده ی خواستگارش رو سال هاست می شناسه و قبول داره. پدرومادرش هم موافق اند. خودش هم از خواستگارش خوشش می آد چون
اخلاق هاشون هم به هم می خوره و هردو درونگرا و آروم و بی حاشیه هستند.
فقط نگرانه نتونه با بچه ی ایشون بسازه!
می گه از اسم نامادری هم می ترسم و نگرانم از پس این بچه برنیام.
پیشنهادتون چیه؟ خودتون تجربه ی نامادری شدن رو دارید؟ نامادری خوب اصلا ممکنه؟!