من سرپسر دومم تواصفهان ی جایی هست باقلوا تازه میزنه خیلییی معروفه
بعد هرشب ک با عجوزه میرفتیم پیاده روی سرخیابون باقلوا پرازدارچین وگردوهاااااا وبزرگگگگ میخریدیم میخوردیم بعد تا یه هفته
بعدش ی شب یدفعه در رفت دیگه فرداصبحش سریع پاشدم برم قرص بگیرم بخورم مامانم زنگ زد گفت داییت اینا دارن از قم میان خونتون واااای مشغول جمع وجور کردن شدم تارسیدن اصن یادمممم رفت
تاچندروز
بعدش دیدم هیییی داغ میشم شدیددد سرپسراولمم همینجوربودم یادم اومد ک وااااای
دوروز قبل موعد بی بی زدم پررنگ دوتا شد و پسرم شد