وااای خدااا باز دخترمن چندروز پیش صابخونه امون اومده بود خونمون صابخونمونم مرده دیدم رفت تو اتاق منو شوهرم منم گفتم حتما روتخت داره بازی مییکنه یه دفعه دیدم از در اتاق اومد بیروون با یه سوتین صوورتی وای نفهمیدم چجوری دوییدم ازش گرفتم یک آن فک کردم میگ میگ هستم
ازتوکشو لباسام برداشته بود بیشعور شانسم گرفت کسی ندیدش