سلام
ببین عزیزم تو خیانت دیدی ،اونم تو اوج اعتماد و وسط خوشبختی...
یهو انگار چندین سطل آب داغ و آب یخ از سرت ریختن پایین
تو اوج ناباوری ،ویران شدن کاخ آرزوهات و امیدت رو شاهد شدی...
غرورت ...شخصیتت...همش له شده...
خودت و زنانگیت پیش هر کس و ناکسی زیر سوال رفت.
همش از خودت می پرسی چراااا
بچه هات چی ؟! سرنوشت واینده ی اونا چی ...که بخاطر هوس و شهوت باباشون ...گناه اونا چیه که فردا سرکوفت ،بخورن...
حس خیلی بد و خفه کننده ای داری، انگار تو بعدی از زمان و مکان گیر کردی ...نه میتونی برگردی عقب و نه میتونی ادامه راه رو بری ....
نه میتونی قورت بدی و نه میتونی تف کنی...
غرورت و احساست میگه جداشو ....بارها درطول شب و روز
تو خیالت ازش طلاق می گیری و ترکش میکنی ...
میدونی قاضی ها فقط برا کشتن و قتل نفس ،دیه و قصاص گذاشتن ،درحالی که کشتن احساسات و اعتماد و آسیب روح و روان آدمی ،کم از قتل نداره.
گناهشون کم گناهی نیست. متاهل باشی و...هرز بری اونم داخل خانواده
ی امتیاز که داری اینکه شوهرت لااقل اظهار پشیمانی از گناهش کرده
انسان جایز الخطا نیست و اجازه ی گناه نداره ولی ممکن الخطا هست .
همه ما تو این دنیا هر کدوم بطریقی داریم امتحان پس میدیم
هیشکی نیست که همه چیو باهم داشته باشه و دردی نداشته باشه مگه ی عده خاص که یا خدا باهاشون کاری نداره و فعلا ولشون کرده ...یاهم حساب کتابشون ی جوردیگس
ببین خواهرم ،اینجا خیلی از دوستان از بیرون گود واستادن
و فقط از روی احساسات و نفرتی که این قضیه به آدم میده
نظر میدن و اکثرا میگن طلاق.
میدونم دلت چقدر درد داره ،اما شما عاقلانه تصمیم بگیر ،همه ی جوانب رو بسنج و آینده بچه هات و زندگی خودت و همه رو درنظر بگیر ،
سبک سنگین کن ،بعد بنابه منفعت و مصلحت خودت و بچه هات تصمیمت رو بگیر .
زیاد هم حرص نخور ،که بخاطر آبرو داری ،اگه اون طور که باید،اون زنه و شوهرت مجازات نشدن و دلت خنک نشده ،بالاخره اون دنیایی هم هست و مجازات خدا ،شدیدتر و سخت تر هستش.
ان شاءالله خدا شوهرت رو هدایت کنه و به قلب تو آرامش بده
خداکریمه.