حسین جان،پسرانت همگی نام علی بنهادی،جان عالم به فدای دل بابایی تو😍❤رَبِّ لا تَذَرنی فَردَاً و اَنتَ خَیرُالوارِثین❤رَبِّ هَب لی مِن لَدُنکَ ذُریّته طیبه اِنّک سمیعُ الدُعا❤حالا ک تااینجا اومدی یه صلوات از اون ته تهای دلت برام میفرستی؟❤😍
راستی خدادلم هوای دیروز را کردههوای روزهای کودکی رادلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارمآرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورددلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنمالفبای زندگی رامیخواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که دل شکستم و دلم را شکستنددلم میخواهد این بار اگر معلم گفت در دفتر نقاشی تانهر چه میخواهید بکشیداین بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تودلم میخواهد این بار اگر گلی را دیدمآن را نچینمدلم میخواهد …می شود باز هم کودک شد؟؟راستی خدا!دلم فردا هوای امروز را می کند؟؟؟
یه بارم یه سکه رو کرد تو بینیش یه بارهم کشمش اینقدددددر اذیت بود که نگو رفته بود بالااای بالا اصلا در نمیومد تا چن ساعت بردمش حمام و مجبورش کردم فین کنه تا دراومد
حالا این خوبه خوردههه داداشم یادمه چارسالش بود مهره تسبیح کرد تو چشمش ن یکی دو تاااا😑😑😑 میگف وای وای رفت تو چشم رفت تو چشم هیچوقت چیزی نمیگفت اگه ی بلایی سر خودش میاورد زودی اومد ب من گفت منم بابامو بیدار کردم تا زیر گونش رفته بود با بد بختی در اوردش بابام هی داشت حرکت میکرد😐😑😑😑