2777
2789
عنوان

«شعر4»

| مشاهده متن کامل بحث + 53697 بازدید | 8664 پست

گـاهـی در ذهـنـم
آنــقــدر واقـعـیــت داری
کـه دسـتـهـایـم هــوایت را در آغـوش می گــیـرد ...

 ///موهیتا راست میگف اهواز شهر عاشقیه شهر دیوونگیه ❤ خدایا شکرت بابت همه چی♥💫///

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

امشب برایت مینویسم “دوستت دارم” با تمام “احساسم” “دوستت دارم” به اندازه ی “دلتنگی های” عاشقانه ام “ ...



در انتظار توام

در چنان هوایی بیا

که گریز از تو ممکن نباشد

تو

تمام تنهایی‌هایم را

از من گرفته‌ای

خیابان‌ها

بی حضور تو

راه‌های آشکار جهنم‌اند

 ///موهیتا راست میگف اهواز شهر عاشقیه شهر دیوونگیه ❤ خدایا شکرت بابت همه چی♥💫///

در انتظار توام در چنان هوایی بیا که گریز از تو ممکن نباشد تو تمام تنهایی‌هایم ...


عشق گاهی زخم و گاهی مثل مرهم

میشود

عشق گاهی ننگ و گاهی، رقص پرچم

میشود

عشق گاهی شوکران تلخ و گاهی چون

عــــــــــسل
گاه شیرین می شود ، گاهی پر از غم

میشود……

امشب برایت مینویسم “دوستت دارم” با تمام “احساسم” “دوستت دارم” به اندازه ی “دلتنگی های” عاشقانه ام “ ...



گفتی دوستت می دارم 

و  قاعده   دیگر شد!

 

کفایت مکن ای فرمان «شدن»

مکرر شو

مکرر شو!

همه‌ی ما فقط حسرت بی‌پایان یک اتفاق ساده‌ایم که جهان را بی‌جهت یک‌جور عجیبى جدی گرفته‌ایم!
گفتی دوستت می دارم  و  قاعده   دیگر شد!   کفایت مکن ای فرمان ...


روحم را
با تداوم نگاهت
به شبانه هایم
بند می کنم
حریم چشمانت
سکوت مخملین شب را
می شکند
و….عشق….
هزار و یکشب خاطراتت را
آغاز می کند

گـاهـی در ذهـنـم آنــقــدر واقـعـیــت داری کـه دسـتـهـایـم هــوایت را در آغـوش می گــیـرد ...


انتهای صفر

یعنی بی نهایت

پس بدان

عشق من مرز نمی شناسد

فراتر از هر خیالی

روحم را با تداوم نگاهت به شبانه هایم بند می کنم حریم چشمانت سکوت مخملین شب را می شکند ...


چه بی تابانه می خواهمت

ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری!

چه بی تابانه تو را طلب می کنم!

بر پشت سمندی

گویی

نوزین

که قرارش نیست.

و فاصله

تجربه یی بیهوده است...

بوی پیرهنت

این جا و اکنون.

کوه ها در فاصله

سردند!

دست

در کوچه و بستر

حضور مأنوس دست تو را می جوید .

و به راه اندیشیدن

یاس را

رج می زند.

بی نجوای انگشتانت

فقط.

و جهان از هر سلامی خالی است...!

همه‌ی ما فقط حسرت بی‌پایان یک اتفاق ساده‌ایم که جهان را بی‌جهت یک‌جور عجیبى جدی گرفته‌ایم!
انتهای صفر یعنی بی نهایت پس بدان عشق من مرز نمی شناسد فراتر از هر خیالی


به انتظار تصویر تو

این دفتر خالی

تا چند

تا چند

ورق خواهد خورد؟

 ///موهیتا راست میگف اهواز شهر عاشقیه شهر دیوونگیه ❤ خدایا شکرت بابت همه چی♥💫///

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   aysanjamali  |  15 ساعت پیش
توسط   _nepenthe222_  |  3 ساعت پیش