دلم گرفته ازت
از تویی ک هر دفه با بی مهریت بیشتر دلمو میشکنی
از تویی ک دیگه دوسم نداری
از خودم ک بازم دنبال تو ام
از تویی ک از دستم فراری
از خودم ک هرچی ازت میبینم کنار میام ب خاطر زندگیم
خسته ام..
از اعتیادت از بد خلقیات از بی محبتیت از بی مهریت از فیلم دیدنت از بی توجهیت
خسته ام..
از بی کسی خودم از بدبختیم از گریه هام از تنهاییم از سربار بودنم
دلم محبت میخاد خنده میخاد ارامش میخاد تفریح دونفره میخاد دوس داشته شدن میخاد توجه میخاد بغل میخاد حمایتگر میخاد عشق میخاد زندگی میخاد
مریض شدم و تو حتی وقتی سرکار بودم یه زنگ نمیزدی ببینی چطورم ک هرشب دیرتر از شب قبل اومدی ک هرشب بی رحم تر بودی
دلم میخاد بهت بگم
خیلی نامردی..