"اولین" رفتار سردش را که می بینیم میگذاریمش پای کار و مشغله اش..
یکجوری خودمان را قانع می کنیم ..و آنقدر منطقی برخورد می کنیم که خودمان هم باورمان نمی شود! خُب! تا اینجای کار ظاهرا مشکلی وجود ندارد ..
اما وقتی این رفتار کم کم ادامه پیدا کند تماس ها، نگرانی ها، و دلشوره ها بی پاسخ بمانند بعد از آن پای جمله هایی مثل : "کمی درک کن" و "الان نمیتوانم صحبت کنم" یا "بعدا تماس میگیرم" بیاید وسط... میفهمیم تنورِ دلش جای "دیگری" گرم است ..
از فاصله ی زیاد هم می شود عطر دوری اش را حس کرد.. "عطرِ دوری"، "بی توجهی"، "سایه ی یک نفر دیگر" ... همینها کافیست تا به "مرگِ" رابطه مان پی ببریم!
یک مرگ ناخواسته که ما را هم از بس خودخوری می کنیم رفته رفته خواهد کشت!
اگر به هر دلیلی به اینجای رابطه رسیدید دست نگه دارید ! درِ صندوقچه ی عشقتان را ببندید و "بروید" ...
و اصلا هم به فکر احیای این رابطه ی مرده ، که خدا میداند کِی ، کجا و در قلب چه کسی از نو "متولد" شده است،نباشید!
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید