2777
2789
عنوان

«شعر ٣»

| مشاهده متن کامل بحث + 20453 بازدید | 3056 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

چه کسی میفهمد

در دلم رازی هست !

میسپارم آن را

به خیال شب و تنهایی خود . . .

سهراب سپهری

باشه =لطفا خفه شو سرمو خوردی،افرادی که دنبال دعوا هستن رو اصلا جواب نمیدم پس فکر نکنید جواب ندارم که بدم ده برابر شما جواب دارم منتها آدم حساب نمیکنم یه عده رو  (امضام مخصوص کاربرای بیشعوره از بقیه معذرت میخوام )

ذکرِ تو از زبان من فکرِ تو از خیالِ من

چون بِرود که رفته ای در رگ و در مفاصلم

سعدی

باشه =لطفا خفه شو سرمو خوردی،افرادی که دنبال دعوا هستن رو اصلا جواب نمیدم پس فکر نکنید جواب ندارم که بدم ده برابر شما جواب دارم منتها آدم حساب نمیکنم یه عده رو  (امضام مخصوص کاربرای بیشعوره از بقیه معذرت میخوام )
@_مهریماهم_     @مادرالملوک     @nazbanoo8300     @ققنوس700 ...

❤شعر چالش امروز.

.ببخشید اگر زیاد به دل ننشست❤


" کاش میشد شیشه غم را شکست"

بندی از مهر و وفا بر عشق بست

کاش میشد تلخی از دلها گرفت

 رشته ی نا مهربانی ها گسست

کاش میشد بر غریبی چاره کرد

لحظه ای با غربت بیکس نشست

کاش میشد یکدلان را دوست بود

از فریب و دام نا اهلان بجست





تعطیل🚫                                                                                 

مثل یک کوچه بن بست


خرابت شده ام


گاهی از من بگذر ؛


حسرت عابر سخت است !

در من کسی جان میدهد هر شب با خاطراتی سرد و تکراری ...دیوانه جان کی میشود اصلا ، از حال و روزم دست برداری ...؟دلبستگی طعم گسی دارد ، با بغض های قصه درگیری ...دستت که از دستش جدا باشد .‌..دست خودت را هم نمیگیری ...ویرانه ها را خوب میفهمم ...استادِ ماندن زیر اوارم .. لبخند بر لب میزنم اما .... درد وخیمی در سرم دارم ...درد وخیمِ در سرم هستی احساسِ پوچی بینِ اشعارم .‌..پلکی بزن پیش از عبورت یک ...مُردن به چشمانت بدهکارم ...ما را به جرمِ عاشقی کُشتند...با چوبه ای از جنس ویرانی ...حتما تصور میکنی خوبم ....!!!افسوس اصلش را نمیدانی ...!             
سلام...‌.🌹🙏 مصرع امروز " کاش میشد شیشه غم را شکست"

با اجازتون منم می خوام تو چالش شرکت کنم 

کاش میشد شیشه غم را شکست

 با تو در امنیت ساحل نشست

 در سکوت عشق لبها دیدنیست

 چشم دریا شد خیالت رفتنیست

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز