سلام دوستان
من از وقتی کرونا اومده هم جایی نرفتم هم کسی نیومده خونه مون، چون یه نوزاد شش ماهه دارم، خیلی نگرانم
البته گاهی خونه مامانم میرم، چند روز پیش خواهر شوهرم زنگ زده بود به شوهرم که دلم برای بچه تنگ شده و میخوام بیام خونه تون
خلاصه اومد و اتفاق خاصی نیفتاد فقط هی بچه رو میداد به بچه هاش و من میگرفتم. بچه هاش یکی چهارساله و یکی نه سالشه، خودشم وقتی بچه رو بغل کرد، غریبی کرد و گریش گرفت و من دیدم ساکت نمیشه ازش گرفتم
بعد از دوسه روز شوهرم یه روز اومد خونه دیدم ناراحته، بعد از کلی کنکاش فهمیدم خواهرش بهش زنگ زده پشت سر من بدگویی کرده و کلی خودشو به مظلومیت زده و گفته من آرزو و بچه رو خیلی دوست دارم ولی خیلی دلم شکست بچه رو گرفته و کلی حرفای دیگه که من اصلا روحم خبردار نبود که همچین فکرایی کرده
واقعا من نمیخواستم ناراحتش کنم ولی خیلی کار بدی کرده زنگ زده به شوهرم، چند روزه بخاطر اون باهم سردیم و حرفمون شده و ناراحته از من
شما جای من بودین چیکار میکردین؟