وقتی خواستگارهای خوبمو رد کردم مامانم چیزی نگفت گفت خودش دوست نداره
وقتی گفتم فقط شوهرمو میخوام باهاش ازدواج کنم بازم ب خواستم احترام گذاشت
بعد اذیت های شوهرم بارها اومدم قهر خونه مامانم و هربار شوهرم با دروغاش راضیم کرد برگردم و بعد دیدم سرتاپای شوهرم دروغه اذیت هاش و نکشیدم و اومدم خونه مامانم .مامانم بازم پشتمه😞
حتی اوایل ک کلا افسرده بودم کلا میخوابیدم
خودش میرفت خرید ،میپخت میشست غذامو میداد
اما من اترژی های منفیمو سرش خالی کردم😭😭😭😭
الهی بمیرم براش چقدر بی لیاقت بودم😭😭😭
حالا اینجا میبینم ک ب خاطر برخورد پدر،و مادر حتی نمیتونن لب وا کنن بگن شوهرم اذیتم میکنه .اتیش میگیرم از،اینهمه ناشکریم
چطوری جبران کنم؟😭😭😭
ازم کیته نداره
بگم حلال کن فوری میگه حلالت باشه😭
فک کنم ب خاطر بدی هام ب مادرمه ک بلا سرم میاد