سلام دوستان من شیرین متولد ۱۳۷۷از شیرازهستم...درحال حاضر دانشجوی علوم پزشکی ام و در دانشگاه شیراز تحصیل میکنم...چندوقت پیش یکی از همکلاسیانم ب من پیشنهاد ازدواج دادند...تمامی بچه های کلاس هم متوجه شدند بخاطر اینکه ایشان همه جوره حواسشان ب من هست و ب من توجه میکنند و کمکم میکنند...
اما توی گروه دانشجویی ک واتساپ دایر کردیم
مدام مادونفر را اذیت میکنند و قضاوت های بد به زبان غیر مستقیم ب ما دونفر میگویند...
من جوابی در مقابل این بی حرمتی ها نمیدهم
اما همکلاسی من جواب همه را میدهند و حالا در ذهن عده ای اون دشمن بقیه شده
اونا خیلی منو اذیت میکنند و واقعا نمیدونم باید چیکار کنم....قضاوت های دروغین...
حرفای چرند و نابحق
اونا یه باند ۸نفری هستند ولی ما کسیو نداریم
بقیه کلاس هم بی تقاوت اند....جالبه ک همون دخترا با هزار و یک پسر دوست اند و بی حیاتر از خودشونم نیست...
اما فقط بخاطر اینکه ایشون هوای منو دارن
لحظه ب لحظه ی زندگیمو با کنایه میگذرونم..
خسته شدم
بهم بگید چیکار کنم...نمیدونم چرا باما این رفتارا میشه...فقط ب اینخاطر ک ما حرف حق رو میزنیم...
خود اون افراد هر کاری ک شما فکرشو بکنید کردند(اینومن نمیگم عکسهایی ازشون هست ک اینو میگه)
ومایی ک خانواده هامون حتی با هم اشنا شدند اینقدر اذیت میکنند...
ممنون میشم بگید من باید چیکار کنم