2777
2789
عنوان

دلم گرفته

63 بازدید | 5 پست

چن روزه خودم حالم خوب نیس دخترمم خ بی قراری میکنه 6 ماهشه پسر دو سال و نیمم همش بهانه گیری و لجبازی تازه هم از پوشک گرفتیمش. اینجا غریبم کسی کمکم نیست خانواده شوهرمم که هیچ وقت کمک حال نبودن. خونمون کثیف و ب زور میتونم ی غذایی جور کنم بخوریم. شوهرم فعلا تعطیله و تو خونه اما ب جای کمک ب من و همفکری و همراهی همش تو فکر خانوادشه. چن شب پیش ساعت سه شب مادرش زنگ زده که خوابی؟. چرا گوشی رو جواب نمیدی!  بچه خواهرت که برا ترک اعتیاد بستریه بی قراره!!!!!! زنگ بزن ی دکتر پیدا کن. در حالیکه اون تو بیمارستانه شوهر منم تخصصی در این زمینه نداره اخه. چه ربطی ب این داره اصن. بعدشم دیگه فکر و ذکر شوهر من شد این بچه خواهر بستری انگار که ما اصن وجود نداریم. شبا تا نیمه شب بیداره نکنه زنگ بزنن بهش صبحا تا لنگ ظهر میخوابه. تا بیدار میشه هم اول زنگ میزنه ب اونا. یادم میاد وقتی من و بچه ها بستری بودیم ولمون میکرد و میرفت روزی ی بارم ب زور زنگ میزد. حرص نداره ب خدا.... خیلی از ازدواجم پشیمونم هیچ وقت ما براش الویت نبودیم و نیستیم. 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بیشترشون همینن گلم اعصابتو خرد نکن اکثرشون تا ازدواج میکنن تازه خانوادع دار میشن سعی کن آرامش داشته ...

از بس غر زدم حالا رفته ظرفا رو بشوره ولی دلش اینجا نیست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز