قرار بود با خواهرشوهرمو شوهرش بریم یه سفر یه روزه یعنی حقیقتش تو عمل انجام شده قرار گرفتیم بعد شوهرم گفت مادرشوهرمو عمه شوهرم که میشه مادرشوهر خواهرشوهرمم هستن بعد شوهرم اصرار کرد که مامانتم ببریم خوش میگذره و حال و هواش عوض میشه و اینا دیگه منم مامانمو راضی کردم حالا شوهرم مبگه مامانشو عمش نمیان منم خیلی ناراحت شدم به شوهرم گفتم تو که دقیق از برنامه خبر نداری برای چی مامانمو دعوت میکنی زشته اینجوری دیگه( خدایی مامانم راضی نمیشد میگفت من بچتو نگه میدارم تو برو خوش باش ولی من اصرار کردم که بیا)
الان نمیدونم چیکار کنم دلم میخواد برنامه فردا به کل بهم بریزه