بچها من ۳سال قبل ازدواج کردم..شوهرم قبلا ازدواج کرده بود ویه بچه ۸ساله هم داشت که البته من کلا ازدواج همسرم رو از خانوادم قایم کردم واولش اونا فک میکردن مجرده وبعدش فهمییدن وحالا بماند چه ها برسرم اومد.الان مشکل اینه که بعد سه سال مامانش گفته من بچه نگه نمیدارمو باید ببریش باخودت ...اونا تو استان مرکزی هستن وماهم تبریز..واقعا موندم چیکار کنم اگه بیاد خانوادمو کلا از دست میدم چون پدرومادرم گفتن اگه بیارینش کلا باید دور ماهارو خط بکشی از اینورم اگه قبول نکنم باید طلاق بگیرم که شوهرم بتونه بره وازش نگهداری کنه...اووووووف واقعا گیج و مبهوت موندم
من مادر نميشوم تا فرزندم را عصاى دستم كنم...من مادر نميشوم تا پيري و كورى ام را به فرزندم تحميل كنم....من مادرنميشوم تا بهاي قطره شيرى كه به كودكم داده ام پس بگيرم....من مادر نميشوم تا فرزندو وابسته و بيمار تربيت كنم و افتخار كنم به اينكه فرزندم مرا بر همسرش ترجيح ميدهد....من مادري بيمار نيستم...من مادر ميشوم تا انسانى سالم و مستقل تربيت كنم،مادرميشوم تا انسانيت را به فرزندم بياموزم.انسانى قوى و درستكار و خوشبخت....كودكم وظيفه اي در قبال من ندارد....بلكه من مادر او هستم و موظف به خوشبخت كردن فرزندم
دیگه چاره ای نیس گلم.اگه بخواد بیارش پیش خودت کاری ازت برنمیاد.صبر کن ببین چی پیش میاد.ولی خودتو اصلا راضی نشون نده جلو شوهرت
من مادر نميشوم تا فرزندم را عصاى دستم كنم...من مادر نميشوم تا پيري و كورى ام را به فرزندم تحميل كنم....من مادرنميشوم تا بهاي قطره شيرى كه به كودكم داده ام پس بگيرم....من مادر نميشوم تا فرزندو وابسته و بيمار تربيت كنم و افتخار كنم به اينكه فرزندم مرا بر همسرش ترجيح ميدهد....من مادري بيمار نيستم...من مادر ميشوم تا انسانى سالم و مستقل تربيت كنم،مادرميشوم تا انسانيت را به فرزندم بياموزم.انسانى قوى و درستكار و خوشبخت....كودكم وظيفه اي در قبال من ندارد....بلكه من مادر او هستم و موظف به خوشبخت كردن فرزندم
من مادر نميشوم تا فرزندم را عصاى دستم كنم...من مادر نميشوم تا پيري و كورى ام را به فرزندم تحميل كنم....من مادرنميشوم تا بهاي قطره شيرى كه به كودكم داده ام پس بگيرم....من مادر نميشوم تا فرزندو وابسته و بيمار تربيت كنم و افتخار كنم به اينكه فرزندم مرا بر همسرش ترجيح ميدهد....من مادري بيمار نيستم...من مادر ميشوم تا انسانى سالم و مستقل تربيت كنم،مادرميشوم تا انسانيت را به فرزندم بياموزم.انسانى قوى و درستكار و خوشبخت....كودكم وظيفه اي در قبال من ندارد....بلكه من مادر او هستم و موظف به خوشبخت كردن فرزندم