2777
2789
عنوان

مهمونی

227 بازدید | 17 پست

بچه ها یه سوالایی داشتم 

من دوساله از عروسیم میگذره با شوهرم دختر خاله پسر خاله بودیم ولی شوهرم و کلا خانوادش زیاد اهل رفت و آمد نبودن 

ولی ما برعکس یکسره با فامیل اومد و رفت داشتیم 

فامیلای شوهرم هیچوقت خونه ما نیومدن و شوهرم فامیل رو فقط خواهر و مادر خودش و خواهر و مادر من میدونه 

اوایل خیلی ناراحت میشدم جایی دعوتمون میکردن کلی غصه میخوردم و دعوامون میشد ولی بعد یه مدت دیدم راست میگه هر کی غیر از بستگان اصلی رفت و آمد میکردیم یا دعوا مینداختن بینمون با حرفاشون یافوضولی میکردن تو زندگیمون 

الان منم کمی شبیه شوهرم شدم زیاد خوشم نمیاد کسی رو دعوت کنم یا شام برم خونه کسی اگرم برم شام نمیمونم که اونام نیان ولی هر جا که میبینمشون خاله هام رو خیلی بهم لطف دارن و احساس ناراحتی میکنم که دعوتشون نمیکنم از یه طرف اینطوری خیلی راحت ترم با شوهرمم بحثم نمیشه اونا هم تو زندگیم دخالت نمیکنن ولی خواهرم یکسره این خاله و اون خاله رو دعوت میکنه و خودشم میره و همه فکر میکنن که من از خسیسی یا اینکه ازشون بدم میاد دعوت نمیکنم البته بگم ها من هر کی خودش بیاد خونمون رو شب نگه میدارم ولی یکی دو تا از خاله هام که فقط یه بار ظهر اومدن خونمون رو نگه داشتم بعد اون دیگه خودشون نیومدن شوهرمم خوشش  نمیاد کسی رو دعوت کنم میگه کسی که منو دوست داره نیاز به دعوت نداره خودش میاد خونم 

حالا نمیدونم کارم درسته یا نه یکم عذاب وجدان دارم همش فک میکنم راجب چی فکر میکنن شما خودتون چیکار میکنین به نظرتون کارم درسته اگه نه چیکار کنم ؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سعی کن رو شوهرت کار کنی چند سال دیگه میبینی با هیچکس رابطه نداری و کسیم دیگه تو جمع های فامیلی راهت نمیده

میشه واسه مامان شدنم یه صلوات مهمونم کنی    🌹🌹              
سعی کن رو شوهرت کار کنی چند سال دیگه میبینی با هیچکس رابطه نداری و کسیم دیگه تو جمع های فامیلی راهت ...

اوایل دوست داشتم روش کار کنم ولی وقتی دیدم داره راست میگه دیگه دهنمو بستم وقتی اونا خودشون نمیان یعنی یا براشون مهم نیست یا علاقه ای ندارن ولی از یک طرف میگم نکنه من رفتاری داشتم یا شوهرم که باعث شده نیان اخه اصلا دعوتشون نکردم ولی اگر اومدن با روی خوش باهاشون به بهترین شکل برخورد کردم نمیدونم خودمم باید چیکار کنم 

عذاب وجدان نداره که حالاشمادعوت نکردی خودشونم نمیان دیگه

خب همون من یه آدمی هستم حتی اگه از یکی بدم بیاد ولی حس کنم ناراحتش کردم خودمم ناراحت میشم و واقعا این داره اذیتم میکنه از طرفی شوهرم میگه اینا در حق من خاله نبودن چرا دعوتشون کنم ولی خودم که به عقب نگاه میکنم میبینم پدر و مادر شوهرمم مثل ما شده بودن که کم کم هیچکس بهشون سر نزد

اره رفت وامد خوبه چن وقت یگذره میبینی دیگه  کسی دور وبرت نمونده

رفت و آمد داریم ولی فقط با خواهر و مادر خودم شوهرم بقیه شاید سالی یه دفعه راستشو بخوای بعضیاشون یه رفتارای زشتی دارن که دوست ندارم رفت و آمد کنم از یه طرف هم احساس میکنم که چه فکری میکنن راجبم نمیدونم واقعا خودمم چی میخوام ولی دوست ندارم دیگران از من بدشون بیاد

رفت و آمد داریم ولی فقط با خواهر و مادر خودم شوهرم بقیه شاید سالی یه دفعه راستشو بخوای بعضیاشون یه ر ...

اونا هرچی میخوان بگن باید فقط با کسایی رفت وامد کنی که به زندگیت سود وارد بشه نه ضرر که بعضی ها باحرفاشون ضرر میرسونن فقط

اونا هرچی میخوان بگن باید فقط با کسایی رفت وامد کنی که به زندگیت سود وارد بشه نه ضرر که بعضی ها باحر ...

ببین مثلا خودت بودی رفت و آمد میکردی مثلا یکی از خاله هام اومده دیدن خونمون رفتن تو اتاق ما هم نداشتیم فرش دست دوم انداختیم پاشد رفت گوشه فرشو کشید بالا زیرشو نگا کرد بعدش هیچی نگفت ولی من خیلی دلم شکست که چرا انقد راحت تو زندگی مردم فوضولی میکنن 

یا مثلا یه خاله دیگم رو با شوهرش و بچه هاش فقط و فقط به خاطر یکی از دختراش که با هم خیلی صمیمی هستیم دعوت کردم بعد شوهرش انقد آدم بی عقلیه خودش خونشون آسانسور نداره میگفت چرا آسانسور نمیزنین بعدشم شام واسشون جوجه کباب درست کرده بودیم تیکه مینداخت که چرا خودتونو انداختین تو زحمت چلو مرغ درست میکردین که راحت تر بود و فقط به خاطر این دو تا خالم عذاب وجدان دارم بقیشون اصلا برام مهم نیستن 

عزیزم اینو همیییییشه یادت باشه اولویت باااااید خودتو شوهرت باشین ارامش خودتون از هرچیزی مهمتره،،اصلا مهم نیس دیگران راجبتون چه فکری میکنن،،شوهرتم حتما چیزی ازشون دیده که اینجوری شده دوس نداره،،چرا فک میکنی حتما باید تو زندگیت با فامیلا رابطه داشته باشی و دعوتشون کنی بیخیال بابا بقول شوهرت اگه دوستون دارن خودشون بیان،،بعدم خودت داری میگی هروقت رفت و امد داشتین بینتون بحث بوده،،این بحثا کم کم بزرگ میشه بعد میبینی سر چارتا فامیلی که فقط پشت سر ادم بلدن حرف بزننو زندگی خراب کنن زندگیتون از هم پاشیده اونوقت اونا میان زندگیتو جمع میکنن؟؟؟ پس به حرف شوهرت گوش بده تا ارامش داشته باشین،،منم تقریبا مثله شمام دیدم رابطه باهاشون رو زندگیم تاثیر گذاشته،،منم گذاشتمشون کنار،،تمااام دلخوری نداره که عزیزم

عزیزم اینو همیییییشه یادت باشه اولویت باااااید خودتو شوهرت باشین ارامش خودتون از هرچیزی مهمتره،،اصلا ...

وای چقدر حرفات آرومم کرد درست میگی چرا خودمو عذاب بدم خدا شاهده یکی از خاله هام با بچه هاش میشن ۷ ،۸ نفر چون یکی از دختراش دوست صمیمیه قایمکی دعوتشون کردم اومدن خونمون کلی زحمت کشیدم شوهرخاله بیشعورم برگشته به متلک میگه چرا افتادین زحمت جوجه کباب درست کردن هی یه چلومرغی درست میکردین بعد شوهرم همش اینو میزد تو سرم البته تو خانوادشون فقط همون آدم بیشعوره ولی اگه باهاشون برم و بیام اونم باهاشونه خب شدیدا هم از شوهرمم خوشش میومد و دوست داشت یکی از دختراشو بگیره خانواده شوهرمم پولدارن ما یکم وضعمون خوب نیست خواهرم میگفت بهش زور داشته شوهر پولدار کردی 😑😑😑

حالا یکی از دختراش جدا شده ازدواج کرده چند وقت دیگه باید پاگشاش کنم نمیدونم به خالمم بگم یا نه با این اوصاف

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز