من دچار شک و دودلی شدم هیچ وقت هم به مچ گیری فکر نکردم چون می دونم طرف مقابلم این موضوع انکار می کنه اما اعتماد ندارم و همش حس می کنم کسی تو زندگیش هست هر موقع ام دعوامون می شه حرفی نمی زنم چون می بینم همیشه بیشتر وقتش انرژیش و حتی تصمیماتی که گرفته می شه با من از یه طرف هم نمی خوام به جایی برسه که توروم وایسه چون من بعضی اوقات ازادش میزارم و می گه می خوام یه وقتایی واسه خودم باشم و من حتی به رفیقاشم بی اعتمادم