عزیزم من سزارین بودم خوب بود بد نیود من از بس شنیدم درد داره درد داره زایمان سخته و ال و بل دیگه خودمو اماده کرده بودم بمیرم از درد ولی نه اون حدی که انتظار درد داشتم شاید یک سومشم نداشتم خوب بود خداروشکر خیلی راحت بود از اتاق عمل که هیچی نفهمیدم بهوشم که امدم دوتا شیلف برام گذاشتن بچمو دادن بغلم شیرش دادم دوتایی تخت خوابیدیم هر دوساعت یه بار شیرش میدادم تا شب
شبم یه پرستار خیلیی مهربون اومد گفت کمکم میکنی باهام همکاری کن گفتم چشم اروم با حوصله نشوندتم پاهمو گذاشتم زمین بهم یکم ابمیوه داد سرگیجه نگیرم تت دم دستشویی تو اتاقم بردتم طرف گیره ی بخیم سوزش داشت بکم اذیت شدم گفت هرچی راه بری بهتر میشه بعدم برگشتم تو تختم دیگه خودم راه افتادم هی رفتم و امدم ولی من چون خیلی چاق شده بودم۳۵ کیلو اضافه کردم متاسفانه سنگینی شکمم بهم فشار میاورد یعنی انگار وزنه بهم وصل کرده بودن به مراتب اونایی که کمتر وزن اضافه کردن راحت تر از ۳ روز بعدشم کمربند بستم شکممو نگه داشت راحت شدم بعدشم که روز به روز رو به بهبود رفتم...
خودت باید خیلی همکاری کنی اگه راه نری اذیت میشی واسه سزارین ولی اگه زود راه بیوفتی خودتو نندازی بخیه هاتم زود جوش میخوره اصلا هم اذیت نمیشئ
من تز بیماریتان اومدمخونه تمام کارتی بچمو خودم کردم لباسشو تو سینک میشستم اصلا خودمو ننداختم سختم بود ولی کردم بجاش زود جوش خورد و راحت شدم