حرف جهاز بود خونمون
داشتم از مامانم روتختی رو میپرسیدم که چند تیکه است
یهو بابام برگشته به مامانم میگه این بیچاره(منو میگه!) از چی سردرمیاره هیچی ندیده که! شما خودتون تجربه دارید برید براش بخرید خودشم نبرید! میگه این خرید کردنش مثل مبل خریدنشه میگه اون روز خندم گرفته میره مبل راحتی میپرسه که هرکس ببینه میگه دو تومن بیشتر پول ندادن بهش!
این در حالیه که ما دو روز رفتیم مبل دیدیم روز اول رفتم سراغ مبلای استیل قیمت کردم دیدم همشون سیزده چهارده میلیونن، با تخت و اینا کلا میشدن هفده میلیون حداقل! بعدازظهرش که نشستیم حساب کتاب کردیم دیدم اینجوری پولمون کم میاد، پیش خودم گفتم میرم مبل راحتی میخرم که ارزونتر باشه، واسه همین روز دوم رفتم سراغ مبلای راحتی که حداکثر نه میلیون بودن
برای خرید جهازمم فقط چیزایی که لازم هست رو دارم میخرم و با مناسب ترین قیمت، یعنی فقط حواسم به قیمت هاست بخاطر وضع اقتصادی مزخرف.
حالا جواب این همه درک من اینه؟
گریم گرفته