دیروز رفته بودم داروخونه دارو بخرم یه خانمی قبل از من اونجا بود وقتی مسئول داروخونه دارو شو آورد بهش گفت که ۵۰ هزارتومن میشه یهو دیدم خانمه ساکت شد دکتر دوباره بهش گفت:شنیدی خانم؟ گفتم ۵۰ تومن میشه.
یهو خانمه آروم گفت ببخشید میشه دفترچمو بدین برم پول بگیرم؟ آخه دارو رو واسه خودم نمیخام برا مادرشوهرم میخام.. دکتر بهش گفت اشکال نداره دفترچت اینجا بمونه برو پولو بگیر بیا...
خانومه دوباره اصرار کرد که نه دفترچه رو بدین بهم و همینجور مِن مِن میکرد و دکترم فهمید که طرف پول دارو رو نداره دفترچه رو بهش داد و اونم رفت...
خیلی حالم یجوری شد وقتی این صحنه رو دیدم میخاستم بیام شبش به مامانم بگم قضیه رو ولی بعدش گفتم ولش کن اونم الان مثه من اصابش خورد میشه😢