من تو بلوغم شبیه اردک بودم لب در حد شتر صورتم مثه مامان بزی لاغر دماغمم خرطوم فیل در کنار دوتا چشم بابا قوری دیگه تصور کنید چقد زشت بودم درازم بودم و نی قیلون خلاصه نابود... 😢حالا امشب خونه مادر بزرگه بودیم منو همسرم نمیدونم این موجود خبیث این همه عکس از کجا جم کرده بود که تو لب تابش پر بود یهو مادر جانمون یاد سفر هف هشت سال پیش افتاد که اره چقد خوش گذشت و اینا این همسر محترم ماهم نه گذاشت نه برداشت که اره من عکساشو تو لب تابم دارم بعد رفت عکسارو اورد از شانس من از هر ده عکس نه تاشم من بود با یه تیپ تباه خلاصه اینا سه نفری یه نگاه به من میکردن یه نگاه به عکسا اخرشم مادبزرگه فرمودن خوبه مادر تغییر کردی وگرنه کسی نمیومد سمتت از وقتیم نشستیم تو ماشین تا الان که رسیدم خونه موجود خبیث بایه لبخند موذی بهم خیره بود اخرشم جیغ زدم که تا چن روز جلو من افتابی نشو 😒
شمام از دوران زشتی خود هرچی به یاد دارید بگید تا با من یخورده همزاد پنداری شه😢