من 5 ساله ازدواج کردم تواین 5ساله شاید ما10بار مامانم اینارو واسه شام یاناهاردعوت کردیم چند روز پیش پای شوهرم شکسته بود رفت کله پاچه خرید من نمیتونستم تمیز کنم آوردم مامانم تمیز کرد به شوهرم گفتم خونه مامانم بزارم تو هم بیا اینجا زشته ببریم خونمون گفت نه بیار خونه خواهرمم از کرج اومده بود هی به شوخی پیش بابام اینا میگفت کله روبردی خونتون تنهایی خوردی منم خجالت کشیدم آخه مامانم اینا همیشه مارو دعوت میکردن واسه کله پاچه. واسه شامم زیاد اومدیم واینم بگم وضعیت مالی پدرم بد نیست ولی واسه شوهرم خیلی خوبه امروزم مامانم گفت واسه شام چی بذارم باشوخی گفتن پاشو زنگ بزن شوهرت پیتزا بگیره وضعش خوبه به شوهرم گفتم هوس پیتزا کردیم گفت پولش زیاد میشه خسیس هم نیستا بعضی وقتها اینجوری میشه الانم زنگ زدم گفتم چرا نخریدی پس همیشه میای اینجا میخوری اونم دعوا کرد گفت واسه چی منت میزنی حالا چیکار کنم یعنی کارم اشتباه بوده