2777
2789
عنوان

ایا بچه نجسه

1113 بازدید | 101 پست

چند روز پیش خونه مادر شوهرم بودیم بعد بچه ام بغلش بود پسرم شیر بالا اورد ریخت رو مادر شوهرم بعد یهو بچه رو داد بغل شوهرم گفت بگیرش نجس شدم 

شوهرم گفت اخه چرا فقط شیر بود .گفت بچه ای ک شیر میخوره هن خودش هم اب دهنش نجسه گفت شیر مادرشم نجسه 

نمیدونم راسته یا نه ولی یه خورده ناراحت شدم ک گفت بچه نجسه .حالا کسی میدونه این حرفا صحت داره یا نه 

من کالسکه و صندلی ماشین بچه‌مو از بی‌بی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضی‌ام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بی‌بی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:

https://babylifeshiraz.com/

خیلی بی شخصیته بچه پاکترینه نجس چیه شیر خیلیم پاکه

نرهای سایت درخواست دوستی ندین ندین ندین😡 خدایا دخترمو خوشبخت و سفیدبختش کن عاقبت بخیرش کن نذار حسرت هیچی تو دلش بمونه به دخترمو همسرم و خودم طول عمر بده و مارو کنار هم به همه آرزوهامون برسون😘🥰😍

شیره یا مشروب؟😂

ساقی مادرشوهرتو عوض کنین😁

👸🏻من یک زن مطلقه هستم،به شجاعتم افتخار میکنم تا در زندگی ای که ارزشم حفظ نمیشد باقی نماندم.مهریه ات آب هم باشد قاضی قسط بندی اش میکند،فقط عمر تو،لبخند تو و عشق و جوانی و زیبایی و روح تو است که نقد در گرو آنان است تا اهرمی باشد برای گفتن مهرم حلال، اندک باقی مانده ی جانم آزاد!

مادر شوهرتو ببر روانکاو!! 

یه جایی خوندم که می‌گفت : هیچ وقت یک مادر رو سرزنش نکنید، چون خودش خیلی بهتر از شما این کارو بلده... هر روز یک احساس سنگینی و غم داره که مدام تکرار میکنه :کاش بیشتر بودم، کاش بهتر بودم و کاش مهربون تر بودم.      همیشه آخرش خوبه،اگه بد بود بدون  آخرش نیست      وقتی که تو رفتی و لبت نیست،به قرآن                       لنگ است بساطِ قم و این صنعتِ سوهان                    از روی لب توست که در حاشیه قم/هی شعبه زده حاج حسین و پسرانش 😍😍😍🤪🤪                             چشم هایت عقیق اصل یمن /گونه هاقاچ سیب لبنانی /تو بخندی شکسته خواهد شد /قیمت پسته های کرمانی 

شاید منظورش کثیف بوده🤦🏻‍♀️🥴

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2847
2834
2835
2108