سلام باز شب شد بگو کجای دلم بگذارم این همه دلتنگی را تانمیردد خواهرم سفر کرده ام شبها بیدار می ماندم تا دعا کنم برت تا معجزه شود از وقتی مبتلا به سرطان ریه شدی هرگز ناامید نشدم وقتی درد می کشیدی می گفتی خواهر فریاد بزن دعا کن تا خوب شوم وشفا پیدا کنم به خدا خیلی فریاد زدم اما نشد وچه زود در عرض سه ماه به برادر آسمانی که دوسال پیش از پیش ما رفت پیوستی خدا میداند مادرت خیلی بی تا ب شماهاست نمی دانم با دلم چه کنم تا آرام گیرد چه کنم
درلبخند یع دختر هزار کلمه پنهان است.... مهم نیست که ما ب اجدادمان افتخار میکنیم مهم این است ایا انها به ما افتخار میکنند!!!! https://harfeto.timefriend.net/16231663520001 لینک چالشم حرفی درد دلی انتقادی چیزیی دارین بگین