بچها من طبقه بالا مادرشوهرمم. ،ی مدت مادذشوهرم هی میرفت میومد دیکع کلا باهاش قطع رابطه کردم
...ولی از اون موقع تا حالا بخدا ی نفس راحت نکشیدم
دمدقیقه بچهای خاهر شوهر ....
جاری رو سرم هستن.خودم هم یه بچهدارم بد اروم دیگع اینا هممیان بدتر ،نمیشه هیچی هم بگی ناراحت میشن الان بخدا خستمهیکیش ۱۶سالشه شبی میخاد بمونه .... تا ب شوهرم هم میگم میگهاینا خب زیاد نمیان درصورتی ک سرکار هست اصلا از خونه این چیزا خبر نداره.