من از۱۶سالگی خواستگارداشتم میتونم بگم هرکی میبینتم خوشش میاد،ولی از۲۱سالگی اجازه دادن خانوادم بیان صحبت کنن خواستگارا،ازاونموقع ۶تاخواستگارکه تالحظه اخرپیش رفتیم یجوری بهم خورد
یکیش ۴سال باهم اشناشدیم سرمسایل مادی بهم خوردپیگیرم حتی نشد،یکیش که فامیل بود۸سال میدونستم میخادم تالحظه اخرخواستگاری خانواده اون ومن زدن زیرش وتموم شد،یبارم درحدنامزدکردن وانگشتن اوردن بودکه بازبنابه دلایلی بعددوماه بهم خورد،بایکیم بودم ۱ونیم سال بازبهم خورد،تااینکه خعلی اتفاقی وهول هولکی یجورایی عین خواب وچشم بسته بایکی عقدکردم کلاازاول مشکل داشتیم تا۶ماه زندگی کردیم بازبهم خوردوطلاق گرفتیم توهیچکدومش مقصرمن یامانبودیم
الان هرکی بازمیخادبیادخاستگاری یانمیادیانمیشه یاخانوادم رک میگن بهشون نه،
دیروزبایه نفرمشورت کردم گف بااین اوصاف حتماطلسم شدی که به زندگیت سروسامون نمیگیره مطمین باش چون نه یباربلکه۶،۷بارهمین مورداتکرارمیشه توزندگیت
بنظرتون چیکارکنم میگف بروسرکتاب بازکن ببین چیه
نمیدونم واقعاچ کنم ☹