2777
2789
چی گفت

من باشوهرم ۶ سال دوست بودم و همدیگرو خیلی دوس داشتیم وقتی دوست بودیم ۴ سال بعد دوستیمون رفت سربازی یه پسری تو اون مدت چنبار بهم پیشنهاد داد واون پسر دختر عمه ش دوستم بود اون همه چیو در مورد من به اون گفته بود واونم هی مزاحمم میشد هرچی بدی بود در مورد دوس پسرم میگفت در حالیکه اینجوری نبود فقط بخاطر اینکه خودش منو میخواست هر کاری میمرد من چن بار تهدیدش کردمو گفتم مزاحمم نشه پیام داد گفت هرکسی که بیاد ازت خواستگاری بکنه رو تورو از چشمش میندازم هر کاری باشه میکنم تا اینکه قرارشد دوس پسرم بیاد خواستگاری ویکی از فامیلامون اومد گفت اون پسر که منو تهدید کرده بود بهش گفته بود من باهاش بودم باهاش سر قرار رفتمو خیلی حرفای دیگه اگه هستین بگم

صداقت نعمتی بسیار ارزشمند است، انتظارش را از مردم بی ارزش نداشته باش

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اره بگو باحاله

خب خلاصه خیلی حرفای بدی راجبم گفته بود انقد ناراحت شدم انقد گریه کردم بهش گفتم که منو اینجوری تهدید کرده ولی باور نمیکرد به عمه م اونجا بود ازم طرفداری کردو گفت حق نداره در مورد من اینجوری بگه گفت تو که فامیلی این حرفو میزنی چ انتظار از یه غریبه کثافت بیشعور فامیلمونو میگم اونو خیلی پر کرده بود تا دوس پسرم منو نخواد من همچیو به دوس پسرم گفتم گفت من حرف هیچ کسیو باور نمیکنم میدونم تو چجور دختری هستی اینا بعد به پدرمم گفتم اونم گفت خودش مگه خیلی مرده میاد این حرفارو میزنه غلط کرده جلوی من این حرفارو بزنه میکشمش بعد اومدن خواستگاریو هیچکسم حرفای اونو باور نکردو ازدواج کردیم خدارو شکر خانواده م پوشتم بودن 

صداقت نعمتی بسیار ارزشمند است، انتظارش را از مردم بی ارزش نداشته باش
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792