2777
2789

شوهرم اومد چندوقت پیش گفت می خوام خونه بخرم طلاهاتوبفروش منم ذوق خونه داشتم فروختم یک پول هم توبانک پس انداز کرده بودم ازم گرفتووهی بهونه آورد که نمیتونم واینا خونه هم نخریدگفتم خوب باشه شاید پولش کم بوده نتونسته .یک چندوقت بعدرفتیم خونه مادرش اینقد مادره موزیانه لبخند می زد وهی می گفت پسرم طلبشو ازمن نگرفت طلای توروفروخت منم بیخبرازهمه جا... به خواهرشوهرم گفتم چی میگه گفت قبل ازدواجتون شوهرت پول قرض داد به مادرم ماشین خرید حالامی خواستین خونه بخرید بهش گفتیم پولتوپس بگیرگفت نمیخادبزارباشه .اینقدمن ناراحت شدم گفتم چرا پی طلافروخت چراپول من روگرفت اونوقت طلبشو ازخانوادش نگرفته بود اگه گرفته بود همون وقت میتونستیم خونه بخریم وبه تعویق نمی افتاد..اینقد ازدست شوهرم وخانوادش شاکیم ...  فکرمی کنم شوهرم بدرودستی بهم زدو گولم زد

صبح هم همین تاپیک رو زدی

بگو پس بده پولات رو ، بگو هروقت خواستی خونه بخری دوباره میدم بهت الان بده برم طلا بخرم ، بعد که خواست خونه بخره بهش نده بگو برو از مادرت بگیر☺️

گفتند که او عاشق گیسوی کمند است،،،موهای من از عصر همان روز بلند است 👧

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

درحقیقت اول  خودشو گول زده وبه خودش بد کرده 

چون دیگه نه اون مقدار طلا رو میتونه بخره نه با این وضع اقتصادی خونه رو!!!!!


واقعیت این است که مابرای رنج کشیدن متولد شده ایم اما به دنبال لذت میگردیم.پس تنها راه ادامه دادن لذت بردن از رنج هاست 

خیلی لجم گرفت از شوهرت😠😠😠

چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
2790
2778
2791
2779
2792