سلام من از اول عمرم سعی کردم تمام دستورات دینی رو انجام بدم پدرم بیماری پارکینسون گرفت و پس ازمدتی فوت کرد درهمان سال برادر بزرگم دیابت گرفت دوسال بعد خواهرم کوچکترم ام اس گرفت که خیلی ناراحت شدیم بخصوص یکی از خواهرانم خیلی بی تابی می کرد راضی بودیم به رضای خدا ناگهان یکی از برادرانم ایست قلبی کرد و فوت کرد برادری که سالم بود دوسال بعد خواهرم که فاصله کمی با برادر فوت شدم داشت بیماری سرطان ریه گرفت شب وروز دعا می کردم آخه مادرم یک بار کمرش شکسته بود ما هر ماه در منزل عزاداری امام حسین داشتیم خواهرخادم امام حسین آنقدر دعا کردم که معجزه بشه ادعونی،استجب،لکم،بخونید،مرا،تا،اجابت،کنم،شمارو،تمام،رندگی،شده،بود،دعا،کردن،مدتی،بهتر،شد،گفتیم،معجزه،شده،بهش،گفتم،این،همه،دعا،مخصوصا،دعای،مادر،پشت،سرته،خوب،میشی،خواهرمطمئن بودم با این همه دعا خوب میشه در عرض ۳ ماه پرپر شد و دوباره ما ومادرم و داغدار کرد بعد از دوسال که از فوت برادرم گذشته الان دیگه نمی تونم دعا بخونم می گند همه چیزو به خودشواگذار کن،هرچه بخواد همون میشه خدایا منو ببخش که دیگه دعا نمی تونم بخونم