من تازه فردا قراره عروس شم البته بدون مراسم فقط یه مهمونی ساده اس.ازاول کوتاه اومدم تو همه شرایط از طلا از عروسی از همه چیز فقط از شوهرم خواستم یه خونه جدابرام بگیره که البته خودش یه خونه داشت اما خانواده اش بشدت اصرار داشتن که حتی شده واسه۲۸روز بیا طبقه بالا ما زندگی کنید من قبول نکردم اما تا چندماه هی اومدن خونمون هی قسم دادن و اینا که شوهرم واداد درمقابل اونا و من هم وقتی دیدم اون پشتمو خالی کرده خیلی داغون شدم چون این مسئله خیلی برام مهم بود الان فردا قراره برم تو اون خونه هیچ شوقی ندارم چیکارکنم حال دلم خوب شه؟
مبارکا باشه عروس خانوم.امیدوارم خوشبخت ترین بشی🤩❤🤗حالا که قبول کردی یه چند روز برو بعدا جدا بشید بدبه دلت راه نده.الان فقط خوشحال باش و به اینده و شوهرت فکر کن
عزیزم زندگی خیلی پایین بالا داره قرارنیس هرچی که تومیخای همون بشه یبارم براخوشحال کردن عشقت کاری کن من خودم هم قبل اینکه بیام توساختمون مادرشوهرمیناهمین نظروداشتم تاشب عروسیم بعدش فهمیدم چه لطفی درحقمون کردن الان حدودا۵ساله تویه ساختمونیم اولش بخاطرشوهرم قبول کردم ولی بعدش باجون ودل زندگی کردم چون خیلی بهترازتنهایی حتی خونه ی ازاینجابهترهم خریدیم پارسال ولی دوست ندارم برم اونجاااا یکم خوشبین نگاه کن به زندگیت خیلیادوست دارن توموقیتت توباشن