2777
2789
عنوان

خواستگار

| مشاهده متن کامل بحث + 722 بازدید | 87 پست
جدی ؟ تونستی فراموشش کنی؟

نه نتونستم

یکسری مسائل ریشه تو ژنتیک دازه

اعتیاد خودکشی و ازین قببل

اینجور نیس که بگی باباش داره به خودش چه ربطی داره!!

برین مشاوره 

اون بیشتر میتونه راهنمایی کنه

Nobody dies a virgin, life F*cks everybody!

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

علت جدایی قبلیش چی بوده؟؟؟ خودشو ک شناختی خودش چجوریه؟؟ این ک پدرش معتاده یا برادرش داره طلاق میگی ...


اخه چه جوری بفهمن 

همش میگن دوتا ادم نتونستیم با هم کنار بیایم

فقط یه بار گفت یه چک زده زیر گوش دختره 

چون دوست همسر سابقش تو عقد جدا شده 

اینم داشته تشویق میکرده جدا شه

این پسره هم متوجه شده زده

البته خواهر پسر هم زنگ زده بود گفت به مادرم دعواشون سر مسایل کوچک 

مثل اینکه بعد عروسی برن واحد پایینی پدر پسره که خود پسره از باباش خرید ه بشینن دختره قبول نکرده

مثل اینکه از اینجا ها شروع شده

در همین حد من میدونم

شرایط خودت و ایشون چجوریه  تحصیلی کاری سنی ظاهری ...

ما جفتمون مهندسیم 

حقوق های عالی 

اون خونه هم داره

منم کار میکردم دیگه بابام نزاشت برم که جدایی بیافته

الان دارم ایلتس میخونم

همیین

وضع زندگی بابام خوبه خداروشکر تحصیل کرده است

منم الان یه پذیرش دارم از اروپا 

نمیدونم چه کنم

مامانمیینا مخالفن میگن باید ازدواج کنی

بری اونجا سنت میره بالا

جدی ؟؟ راست میگی ؟؟ من میترسم نتونم با شخصی دیگه باشم  بهش خیانت ذهنی کنم

اينطور نميشه. وقتي عاقلانه انتخاب كني و توي زندگي با طرف احساس آرامش و امنيت داشته باشي فوقش دو بار ياد اين آدم يا بقيه ميفتي ولي اصلا موندگار نيست.

ما جفتمون مهندسیم  حقوق های عالی  اون خونه هم داره منم کار میکردم دیگه بابام نزاشت برم ...

با اين شرايطي كه الان داري ميگي من اچه جات بودم الان توو راه اروپا بودم !   

برو زندگي رو تجربه كن بابااااا ازدواج چيه ! اونم با اين شرايط 

رفتار خواهرش اصلا رفتار مناسبي نبوده ، خانواده ش جوري نيستن كه تو بتوني در آرامش باهاشون زندگي كني.

و فكر اينم نكن كه خانواده مهم نيست. خيلي بيشتر از تصورت مهمه.

من واقعا با اين شرايط نظرم خيلي خيلي منفيه. اما اگه ته دلت هنوز شك داري حتما برو پيش يه مشاور خوووب. بحث تمام زندگيته. سرسري ازش نگذر.

راستي چند سالته ؟

من 28 شما متاهلی؟ تجربه ی فرااموشی و داری


من 37 سالمه و تقريبا 3 ساله ازدواج كردم.

اره تجربه ش رو داشتم. گاهي يادش ميفتادم اون اوايل ، ولي وقتي انتخاب درست كرده باشي هر بار كه به همسرت نگاه ميكني و مي بيني چقدر آدم محترم و خوبيه و براي تو تلاش ميكنه و وقتي رفتار خوب خانواده ش رو با خودت مي بيني و احترامي كه بهت ميذارن رو مي چشي مطمئن باش خيليييي زود از فكر اون فرد مياي بيرون.

من الان يه تار موي همسرم رو به دنيا نميدم با اينكه خيلي هم مشكل داريم ! يعني يه سري اخلاق هامون به هم نمي سازه و داريم روشون كار ميكنيم. اما حتي وقتي مقايسه ميكنم مي بينم اين آدم خيلي برام ارزشمندتره چون خانواده سالمي داره و خودشم پيشينه روشن و شفافي داره و قابل اعتماده برام.

تو كه الان سني نداري.. اصلا خودت رو درگير حرفاي بقيه نكن كه هر چي زودتر ازدواج كني بهتره! ازدواج خوبش خوبه ! و مطمئن باش به وقتش برات اتفاق ميفته. من دير ازدواج كردم ولي راضي ام كه به آدمايي كه قبلا بودن و هر كدوم يه ايرادي داشتن رضايت ندادم. چون اون ايرادا اساسي بودن ، مثل ايرادهاي اين فرد شما و خانواده ش.

من درك ميكنم وابستگي خيلي سخته. الان بيشترين قسمتي كه داره اذيتت ميكنه اين وابستگيه و اينكه فكر ميكني بهتره زودتر ازدواج كني و اينكه ميترسي گزينه بهتر پيدا نشه. كه هر سه تاش حل شدنيه. مطمئن باش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز