2777
2789
عنوان

شما جای من بودین چی کارمی کردین

223 بازدید | 17 پست

من اصلا حال درونیم خوب نیست همش دلم می خواد یه گوشه بیافتم وفکرکنم حالم خیلی بده شدید افسردگی دارم .تامیام ورزش کنم یه حس خیلی بد بهم دست میده هرکاری می خوام کنم خیلی حسی بدی بهم دست میده .. اینقد حالم بد بود خوب ادما که ازحال درون ماخبرندارندهرکی می رسید یه حرف بهم می زد وحالمو بدترمی کرد... اعتمادبه نفسم که خیلی پایینه .  نمی دونم چیکارکنم همین جوری هی حالم بدوبدترشده ..سی سالمه .. تازه دکتربهم گفته بچه دارشو .فکرکن بااین حال ... موندم توخودم ... تازه تو شهری هم که زندگی می کنم تنهاوغریبم خانوادم پیشم نیستن نه خانواده خودم نه همسرم .باهاشون هم رفت وامدی نداریم برااینکه ازاول همسرم زیاداهل رفت وامد نبودوزیادی محل به هیچکی نمی زاست ودرونگرابود. فقط درحدسه چهارماهی اگه من یه سربرم خونه مادرم .....

برو موهاتو رنگ کن 

بخودت برس 

تو خونه اهنگ بزار واسه دل خودت برقص 

شیک پوش باش 

برو بیرون پیاده روی کن 

چهارتا دوست پیدا کن 

و از همه مهمتر ارتباطط رو با خدا خیلی قوی کث 

خدایا پناهم باش جز تو پناهی ندارم ♥♥♥♥♥♥♥تیکر هدفمه 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

بنظرم باید وارد یک جمع شاد بشی و انگیزه های جدید پیدا کنی مثلا یه کلاس هنری یا گروه ورزشی یا کوهنوردی و ... این جور جمع ها به شدت عالی هستن و کمک کننده 

و اصلا و ابدا فعلا وقت بچه دار شدنتون نیست


من هم مثل شما بودم 

به خودم کمک کردم و خیلی خوب شدم ، با ورزش ، درس خوندن ، لذت بردن از چیزهای بسیار ساده که حالمو خوب می کنه 

ولی اصلا دوست ندارم با کسی باشم ، مثل یک دوست یا فامیل ، البته منزل پدرم خیلی میرم ، ولی کلا ارتباط با کسی رو دوست ندارم و از تنهایی با خودم بیشتر لذت می برم 


ریشه را در خاک محکم کن که گاهی زندگی / پیشِ پایت آب، گاهی هم تَبَر می آورد 

غزل بانو من خیلی افسرده شدم شوهرم وقتی میریم خونه مادرم من رو می بره می زاره دم درخونه وخودش انگارادمای فراری . بعد چند وقت که حالا رفتیم شهرمون و مثلا خونه مادرم ...چیزی هم بهش نگفتن بی احترامی بهش نکردن ..اخلاقش اینه شوهرم 

عزیزم به نظر من شما برو پیش مشاور، ببین خیلی ها شرایطشون مث شماست من الان ۴ سال ازدواج کردم و از خانوادم دورم، تقریبا خیلی تنهام، فقط هفته ای یکبار با همسرم میریم خونه مادرش همین، دیگه من کل هفته تو خونم، یا گوشی دستمه یا چند ماهی بود ک ورزش میکردم تو خونه و خیلی واسه روحیم خوب بود و سرم هم گرم میشد اما الان دوماهه باردارم و فعلا شرایط ورزش کردن ندارم، تو این مدت به شدت تنهایی برام سخته و جای خالی خانوادم رو بیشتر از قبل احساس میکنم کنارم اما خب مهم اینه همه ی این روزا میگذره و زندگی در جریان، به نظرم باید خودمون رو با شرایط وفق بدیم با یکجا نشستن و حرص خوردن هیچکس خوشبخت نشده و عاقبت بخیر نشده، شما هم برو پیش مشاور و با مشورت با ایشون بچه دار شو تا خدای نکرده یه وقت تو دوران بارداری یا بعدش افسردگی شدیدتر نیاد سراغت، هرچند من فک میکنم کسی با شرایط من ک خیلی تنهام بچه میتونه خیلی خیلی مفید باشه تو بهتر شدن روحیه با تموم سختی ها و شب بیداریهاش البته این نظر من

ده ساله ازدواج کردم وروز به روز افسرده تر ......... حالا هم که داره برا بچه دیر میشه موندم ... تواین ده سال به خاطررفتارهای شوهرم اصلا به بچه فکر نمی کردم تا دکترحالا گفته بچه دارشو 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز