من یه بار رفتم با نامزدم مهمونی میگو داشتن منم به میگو حساسیت دارم بعد رودربایستی شدید هم داشتم نامزدم بهم گفت نخور ولی صاحب خونه اصرار کرد که حتما بخور من خوردم بعد نفسم نیومد صاحب خونه گفت خوبی گفتم اره ولی دارم میمیرم بعد همسرم خیلی محترمانه گفت:ناهید جون یه چیزی بهتون میگم به دل نگیر ناهید خانم خاک بر سرت هیچی دیگه یه ۲ سالی هست مادر شوهرم( ناهید خانم) منو میبینه میگه انیتا جان با احترام خاک تو سرت