دیشب تو نی نی سایت یکی پست گذاشته بود بابت اینکه دلت میخاد فردا چ اتفاقی بیفته، منم گفتم فقط ببینمش
واقعنم دیدمدش
سر ظهر تعطیل شدیم، دم ساختمون اصلی منتظر بودم، ( بابام قرار بود امروز بیاد دنبالم) یهو دیدم اومد بیرون از کنارم رد شد رفت...
من فقط گفت سل...
رفت
من هاجو واج
نمیدونم منو دید یا نه
سرشو انداخت پایین تند رفت سمت پارکینگ ماشینشو ور داره
نمیتونم توصیف کنم حال الانمو
یعنی منو نادیده گرفت یا فکر کرد ارباب رجوعم...