اره
یک مرده حدودا ۵۰و خورده ای ساله
که وقتی دیدمش یکهو قلبم ب سرعت هزارتا میکوبید نمدونم چرا . لباسای مندرس پوشیده بود و دورچشماش و لباش سیاه بود و صورتش سفید سفید . داشت با یکی ک ما نمیدیدمش بلند بلند دعوامیکرد همه نگاش میکردن من تا ۱۰ دقه قلبم تندتند میزد
یکی. دیگم یبار سر ایسگاه بودم یک مرده اومد قد بلند سرتا مشکی پوشیده بود . چشمم ک بهش افتاد دلم کنده شد بی دلیل .باردار هم بودم . اصن بمن نگانکرد اما من تمام مدت قلبم تند میزد و استرس شدید گرفتم اتوبوس اومد نفهمیدم چطور فرار کردم .اگه نگام میکرد دلم میترکید نمدونم چرا بی نهایت حس ترس. داد بهم