یکی از فامیلامون خیلی حسوده
اومده بود خونه مون
بعد تلویزیون آهنگ گذاشت
منم دست زدم و لبخند زدم
بعد
یه دفعه عصبانی شد و حسودیش شد
گفت : چرا دست میزنی؟!
گفتم : آخه شاده
گفت : از نظر من شاد نیست
هروقت هم مهمونی و تولد میگیریم لباسامون و مسخره میکنه
هیچوقت هم قبل مهمونی ها بهمون کمک نمیکنه
همش میاد میخوره و نگاه میکنه
دست به هیچی نمیزنه
جالب اینجاست که همش هم ازمون توقع داره 😐