2777
2789
عنوان

نگاه سنگین

1502 بازدید | 21 پست

بعد از چند وقت امروز از خونه زدم بیرون چون کار داشتم 

من همیشه ارایش میکنم اما نه غلیظ و خیلی معمولیه مانتویی هستمو همیشه یکمی از موهام هم بیرون و در کل تیپ معمولی دارم 

امروز تنها بودم و وقتی از خونه زدم بیرون همش یه نگاهی رو حس میکردم تا اینکه یکم از خونه دور شدمو دیدم داره بغل من راه میاد یه پسر جوون ولی منو واقعا عذابم داد توی خیابون شلوغ هی میومد خودشو میزد به من 

اخه چرا این کارارو میکنن اینجور ادما چه مرضی دارن این پسرا  اخه از اونموقع حالم گرفتس اصلا همه بدنم میلرزه خدا لعنتشون کنه 

برای شما هم پیش اومده؟چیکار کردید؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

آره ،به محض نزدیک شدن بهم سرش داد کشیدم گفتم یه بار دیگه مزاحم بشی یه چیزی بارت میکنندهمه نگاه ها اومد روش آب شد رفت تو زمین بعدم گورشو گم کرد

لطفاً برای سلامتی خانوادم یه صلوات بفرستید 🙏

ابروشو ببر.

من یبار تو تاکسی این مشکل برام پیش اومد

مردی که کنارم نشسته بود هی دستشو میبرد زیر من.یهو بلند با عصبانیت گفتم آقا دنبال چیزی میگردین؟

اونم آبروش رفت اصن پیاده شد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز