2777
2789

سلام دوستان

روز همگی بخیر

بیاید از خنده دار ترین سوتی های زندگیتون بگید.یکم روحیه بگیریم و بخندیم.

خنده دارترین سوتی من مربوط به روزیه که یکی از همکارهای مرد از اتاق بغلی بهم گفت میشه پانچ (سوراخ کن) را بدی بهم ..... من با صدای بلند در حال کار به آبدارچی گفتم اقای فلانی بیا این چیز منو ببر اقای فلانی میخواد چیزشو با این سوراخ کنه....اسم پانچ و برگه رو یادم رفته بود ...گفتم چیززززززززز....

آبدارچی محو در افق و الفرار از خنده...

خودم بعد 10دقیقه تازه فهمیدم چی گفتم و با کله رفتم تور دیوار ...

همکارای دیگه زمینو گاز گرفته بودن از خنده.


😂😂😂😂خستع نباشی 

چیز تو چیز شد کع

وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)                                              هیتلرم خوبه ها، اما من عاشق با پنیه سربریدنای چرچیلم                                                                                                                 

چه چیزتوچیزی بوده😄

سالها همچو درختی که دم نجاریست: : وقت روشن شدن اره وجودم لرزید::::ناهماهنگی تقدیرنشان دادبه من:::به تقاضای خود اصرار نباید ورزید:::::::::::::::جهان دیوانه ای بی دردسر میخواست من بودم که اهل سوختن بودم که اهل ساختن بودم:::::::ما پشت همان دست که پوچ است زدیم🫣

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

یبار با اقایی بودم که برام اب معدنی گرفت من خوردم دوتا گرفته بود گفت میشه اب بدی اخه هردوتا دست من بود من گفتم از آب من میخوری اونم گفت اره بده من اصلا نگرفتم تازه یبار دبگه هم گفت بده خلاصه چن روز بعدش گفت بهم من اصلا دقت نکرده بودم به حرفم😭😭😂😂

خوبی که ازحد بگذرد نادان که هیچ عاقل هم خیال بد کند هرچیزی به اندازه😉😉🤗🤗🤗

دخترخاله ام با نامزدش  رفته بود بیرون...گوشی دخترخاله امم از این گوشی های سونی اریکسون بود که صدا پخش میشد....خلاصه خاله ام زنگ میزنه و میپرسه کجاییییییییی مهناز....دخترخاله امم میخواست کلاس بذاره به مامانش گفت مامان با صدرا (نامزدش) بیرونم...یهووو خاله ام میگه شام خوردی ...میگه نه میام خونه میخورم...خاله ازپشت تلفن دادددددد و بیدادددد که این صدرا به درد نخور یه شام نمیتونه بهت بده...حالا صدا بلند بود و صدرا همه رو شنیده بود.بعدش که تلفن تموم شد...صدرا گفت مهناز جون بریم شامتو بدم وگرنه مامانت امشب تیکه تیکه ات میکنه.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بحرفیم

negin_076 | 8 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز