خدای خوبم؛ این شعر بخشی از احساس تازهی من نسبت به تو رو بیان میکنه: " مرا هزار امید است و هر هزار تویی/شروع شادی و پایان انتظار تویی /بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت /چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی/دلم ز هر چه به غیر از تو بود خالی ماند / در این سرا تو بمان ای که ماندگار تویی/شهاب زودگذر لحظه های بوالهوسی است /ستاره ای که بخندد به شام تار تویی /جهانیان همه گر تشنگان خون من اند/ چه باک زان همه دشمن چو دوست دار تویی /دلم صراحی لبریز آرزومندی است/ مرا هزار امید است و هر هزار "تویی"شاعر:سیمین بهبهانی
ذکر یونسیه از اذکار بسیار گرانقدر است، نه برای باز شدن چشم برزخی! بلکه برای زدودن هر همّ و غمی، برای رفع مشکلات، برای گشایش در امور، برای شفای بیماریها ... و بیشتر از همه برای تفکر، تعقل و تدبر در مفهوم آن که موجب استجابت بیشتر میگردد. چرا که در این ذکر هم انسان اقرار میکند که الهی جز او نیست که بتواند چارهساز باشد – هم اذعان دارد که حق تعالی منزه (سبحان) است و از او بد و شر صادر نمیگردد، پس گرفتاریها از کردهی خودمان است – هم امیدوار میشود که به رغم نادانیها، جهالتها و گناهان، اگر رو به خدا کرد و از او خواست، او کریمانه استجابت کرده و نجاتش میدهد. همین فهم و باور، خودش باز شدن چشم برزخی است.
عزیزم این ایه رو معنی کنی میشه نیست معبودی جزتو همانا ما از ظالمین بودیم منم شنیدم که این ایه رو تنها نگید یه ایه بعدش هیت که میگه فنجیناه من الغم و....
بقیش رو دقیق نمیدونم
از یه عالمی خونده بودم که این دوایه رو باهم بگیدچون ایه اول به خدا میگی یه جوری که ما طالم هستیم و منتطر عداب ولی وقتی ایه بعد رو هم میگی یه جور بخشش و رحمته راستش نتونستم خوب توصیح بدم ولی درکل منطورشون همین بود