2777
2789
عنوان

نوعروس

| مشاهده متن کامل بحث + 8648 بازدید | 75 پست
همه اجزای عالم هستی در حین اینکه تنها هستن ولی یک نظام واحدن

جالب گفتید، من که هربار و هر روز این تنهایی بیشتر لمس میکنم 

اوایل رابطه خیلی عاشق بودم شاید چون باید  میجنگیدبم تا همو بدست بیاریم اما وقتی بهم رسیدیم نمیدونم انگار همه چیز برام تغییر کرد

انگار اشتباهی اومده بودم، من آدم ازدواج نبودم ونیستم. خیلی کارها میکنم، از پخت غذا و... نه که اینکارا نکنم اما دلم خوش نیست، فقط انجام میدم از روی ءظیفه بدون عشق 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

جالب گفتید، من که هربار و هر روز این تنهایی بیشتر لمس میکنم  اوایل رابطه خیلی عاشق بودم شاید چ ...

عشق بورز تا عشق ببینی . به خودت ب شوهرت ب خانوادش ب خانوادت حتی ب گل گوشه خونه

همه این کارا میکنم بخدا، ببین ما یه جمعه رو داریم که یا پدرش توقع داره اون روزم اين بره کمکش  ...

ساراجون منم مثل شما

چندماهه عروسی کردم و تاهمین چندوقت پیش مثل شما غصه میخوردم گریه می کردم تصور من و شما از ازدواج و زندگی مشترک اشتباه بوده

الان یه ماهی هست که منطقی تر شدم

ببین شما خودت رو وابسته به همسرت نکن کل روز منتظرش نشین که از سرکار بیاد و بشینه باهم وقت بگذروتید

شما خودت هم فعالیتهایی داشته باش

هرروز برو پیاده روی

بروخرید

بروورزش

برومهمونی

تو خونه موسیقی کارکن فیلم ببین کتاب مطالعه کن زبان جدید یادبگیر

این روهم درک کن که همسرت از کار خسته میشه حق داره انرژی کم بیاره

شبا درک کن نیاز بیشتری به استراحت داره

اما درباره دوستاش 

من خودم ازاول به همسرم اجازه ندادم با رفیقاش بره بیرون

و فقط یه دوستش هست که متاهله و اونم چهارتایی رفت و امدداریم

به نظرم براش جا بنداز که دیگه بعد ازدواج باید دوستا بشن در حد سالی یبار

خودت هم برنامه بچین

مثلا من همیشه باهمسرم گیم بازی میکنم فیلم می بینیم درباره چیزایی که مورد علاقشه حرف میزنیم هرروز درباره سرکارش ازش میپرسم الان من باتمام همکاراش دورادور اشنا هستم دیگه

یه تایم هایی هم بذار برا خودش باشه تو حال خودش باشه

ساراجون منم مثل شما چندماهه عروسی کردم و تاهمین چندوقت پیش مثل شما غصه میخوردم گریه می کردم تصور من ...

عزیزم بعد مدت طولانی اومدم و دارم کامنت میخونم،اولش اصلا یادم نبود چنین پستی گذاشتم رفتم یه دور خوندم باورم نشد خودم نوشتم الان یه سال و نیم از ازدواجم میگذره خداروشکر خیلی درکن از زندگی بیشتر شده،خیلی زندگی مون رنگ و رو گرفته به کل اون مشکلات از خاطر برده بودم




ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792