با شوهرم دعوام شد سر اینکه یه پسر عمه داره همیشه ک اینجاست مجردم هستش حالا از کار بیکار شده میخواد بره شهرستان اسباباشو همه آورده خونه ما معلوم نیس کی بیاد ببره ما هم خونمون کوچیکه همرو انبار کردن تو اتاق خواب بهش گفتم ما خودمون جا نداریم بگو ببرتشون زنگ زد ب بابا خودشو بابا من ک این میگه چرا وسیله ها اینجان