میگه خواهرشوهرمادرشوهروپدرشوهر اومدن خونمون چند روز افطاری خواهرشوهرم دو روعه جلوم تعریفمو میکنه پشتم یه چی دیگه عفریته خانم با خواهراش رفتند باغ به من نگفتن. ایشالله خوبیم اونارو بگیره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خب مگه قرارع ادم با خواهراش هرجا میره زن داداششم ببره مگ ...شاید میخاسته تنها باشن نریزین ...
ا ن بابا ، چطور همه دوره همی هاشون خونه من! از بیمارستان اومدناشون خونه من، خودش بیتد دکتر محلمون بیاد خونه من منم اسنپ بگیرم حتی دخترشم با اسنپ بیارم خونمون ، چطور شوهرش بره سفر آبجاش میشن گند میاد اینجا میگه زن داداش، بعدم من چون تک فرذندم اینارو خیلی محبت کردم ،خیلی، انقدری ک بگم ، همه میگید خاک بر سرت
خب بنده خدا ناراحته میگه به من گفته بود بریم باغ خبرت میکنم اما خبر نکرد هیچچچچچچ با زبون بی ...
ب خدا واگذارشون کردم امشب، خیلی دلمو شکوندن خیلی
هر کدوم حوصلشون سر میره اینجان ، اون یکی خواهر شوهرم کرجه، پسرو عروسش برا ارشد اومدن امتحان بدن ، ۲ روز در بهترین وضعیت مهمون داریشونو کردم ک آب تو دلشون تکووون نخوره ، اونم ی گه